علامه طباطبایی
پنج شنبه - 2017 آگوست 17 - 25 ذيقعده 1438 - 26 مرداد 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 206517
تاریخ انتشار : 4 اردیبهشت 1396 10:22
تعداد مشاهدات : 82

خویش بر آتش زد و خاموش شد

سال ها پیش ملکه انگلستان از ادیبان و شاعران جهان خواسته بود در گفتگوی « شمع و پروانه» شعر بسرایند و سخن بگویند.آن دعوت انگیزه ای شد که مرحوم علامه طباطبایی شعری در گفتگوی پروانه و بلبل بسرایند. تاریخ سرایش این شعر به ظاهر 1320شمسی است.

دوش به یاد دل ویران شدم
چون خط ایّام پریشان شدم

عاقبتم سینه زغم تنگ شد
پای شکیبائی من لنگ شد

شمع به دستی و به دست دگر
ساغر و مینا، شدم از در به در

نیمه شب از خانه گریزان شدم
گاهِ سحر سوی گلستان شدم

گاهِ بهار و شب مهتاب بود
خرگه گُل بود و لب آب بود

جشن بُد و شیوۀ سرو و سمن
کرده پر از غلغله صحن چمن

بر سر هر بوته گلی ، گل زدند
پای سمن زیور سنبل زدند

نغزْ نسیمی که ز خاور وزد
خود لب گل ، گل لب نسرین گزد

رقص کنان نسترن و یاسمن
چنگ زنان ، چنگ زنان چمن

تازه عروسان چمن گرم ناز
پرده در افتاده برون جسته راز

مرغ سحر هر چه به دل راز داشت
چون نیِ بی خویش در آواز داشت

ما بغُنودیم بیک کُنج باغ
من خودم و شیشه و جام و چراغ

لیک دلم چون خم می جوش داشت
شاهد اندوه در آغوش داشت

بسته لب و دیده و گوش از جهان
گرمْ سر از تابش سوز نهان

چشم و لبی را که ز غم بسته بود
گریه گهی خنده گهی می گشود

دیدم و پروانه به گرد چراغ
گردد و بزمی است دگر سوی باغ

لیک سراسر همه خاموشی است
جلوه گه راز، فراموشی است

در دو سر باغ دو تا جان فروش
این بطواف آمده آن در خروش

عالم پروانه همه راز بود
عالم بلبل همه آواز بود

گفت به پروانۀ خامش ، هَزار
هان تو هم از سینه نوائی بیار

با دل پر سوز ترا تب سزاست
در جلوی ناز نیازت رواست

گفت به مرغ سحر آرام شو
بستۀ دامی ، برو و رام شو

راستی ار عاشق دل رفته ای
این همه از بهر چه آشفته ای

گفت مرا یار بدینسان کند
بی خود و بی تاب و پریشان کند

گفت بگو زنده چرا مانده ای
تخم وفا گر به دل افشانده ای

صاعقۀ عشق به هر جا فتاد
نام و نشان سوخته بر باد داد

یا به دل اندیشۀ جانان میار
یا به زبان نام دل و جان میار

پیش نیاور سخن گنج را
ور نه فراموش نما رنج را

فارغ ازین پند چو پروانه گشت
از دل و جان بیخود و بیگانه گشت

خویش بر آتش زد و خاموش شد
رخت برون بُرد و فراموش شد



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12