علامه طباطبایی
پنج شنبه - 2017 نوامبر 23 - 5 ربيع الاول 1439 - 2 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 204681
تاریخ انتشار : 23 اسفند 1395 22:52
تعداد مشاهدات : 129

ماهیت تربیت اخلاقی از نظر فردي یا جمعی بودن از دیدگاه علامه طباطبایی(ره)

این پژوهش از نوع بنیادي کاربردي، و روش آن، توصیفی تحلیلی است. یافته ها نشان داد که تربیت اخلاقی در دیدگاه علامه ماهیتی جمعی دارد و صرفا قائم به اصلاح فرد نیست؛ بلکه لازم است بخشی از برنامه جامع تربیت اخلاقی به ساماندهی وضعیت اخلاقی جامعه اختصاص یابد؛ لذا در این مقاله ضمن تأکید بر ضرورت تشکیل جامعه تربیتی، راهبردهایی در دو سطح مدرسه و کل جامعه براي اثر بخشی بیشتر برنامه تربیت اخلاقی پیشنهاد شده است.


فاطمه وجدانی[1]

محسن ایمانی[2]

رضا اکبریان[3]

علیرضا صادق زاده قمصري[4]


چکیده

هدف مقاله این است که ابتدا ماهیت تربیت اخلاقی را از دیدگاه فردي یا جمعی بودن
مشخص سازد و سپس دلالتهاي تربیتی و اجتماعی آن را بیان کند. این پژوهش از نوع بنیادي
کاربردي، و روش آن، توصیفی  تحلیلی است. یافته ها نشان داد که تربیت اخلاقی در دیدگاه
علامه ماهیتی جمعی دارد و صرفا قائم به اصلاح فرد نیست؛ بلکه لازم است بخشی از برنامه
جامع تربیت اخلاقی به ساماندهی وضعیت اخلاقی جامعه اختصاص یابد؛ لذا در این مقاله
ضمن تأکید بر ضرورت تشکیل جامعه تربیتی، راهبردهایی در دو سطح مدرسه و کل جامعه براي اثر بخشی بیشتر برنامه تربیت اخلاقی پیشنهاد شده است.

مقدمه

اخلاق و تربیت اخلاقی شاهراه پیشگیري از آسیبهاي روانی اجتماعی و هم چنین، ریشه تمامی اصلاحات اجتماعی و وسیله مبارزه با مفاسد و ناهنجاریهاي جوامع است. به همین دلیل، ارتقاي اخلاقمندي در جامعه از جمله آرمانهاي بزرگ و دیرپاي بشري، و در طول تاریخ مورد توجه مکاتب گوناگون بشري و الهی بوده است. این امر بویژه در دوران معاصر اهمیتی مضاعف می یابد؛ چرا که گسترش فناوریهاي علمی و غرق شدن انسان در امور مادي و احساس بی نیازي او از اخلاق، زمینه را براي افزایش کجرویها و ناهنجاریهاي اخلاقی افزایش می دهد . ای ن وضعیت بویژه در کشور ما که از مبانی قدرتمند دینی و تمدن اصیل فرهنگی برخوردار است، نگرانی

مضاعفی را ایجاد میکند.

مسئله این است که در دهه هاي اخیر با وجود تلاشهاي فراوان نظامهاي تربیتی در سراسر جهان

و توسعۀ مباحث اخلاقی، انحرافات اخلاقی گوناگونی بویژه بین نوجوانان و جوانان رو به افزایش

است. در کشور ما نیز اگر چه بویژه پس از انقلاب اسلامی به تربیت اخلاقی اهمیت زیادي داده

شده و تلاشهاي فراوان در ترویج ارزشهاي اخلاقی صورت گرفته است، اهداف مورد نظر محقق

نشده است. رفتار نسل جوان ما نشان می دهد که با اشکالات فراوان در این زمینه روبه رو هستیم

(حسنی، 1382 ). ریشه هاي این مسئله را باید در ناکارامدي برنامه هاي تربیتی و به عبارت دقیقتر در نگاه ناقص به مقوله اخلاق و تربیت اخلاقی جستجو کرد.

یکی از مسائل مهم در زمینه تربیت اخلاقی، توجه به تعامل عوامل بیرونی و درونی در اخلاق و

رفتار انسان است؛ این مطلب، بحث دامنه داري است و از دیرباز دیدگاه هاي مختلفی در مورد آن

ابراز شده است. رفتارگرایانی هم چون اسکینر رفتار فرد را یکسره تابع عوامل محیطی (پاداشها و

پیامدهاي ناگوار رفتار)تلقی می کردند. آنها از نقش افکار، عواطف و ارزشهاي فردي غافل شدند

و تا حذف مفهوم انسان خود مختار پیش رفتند.

1). در نقطه مقابل، شناخت گرایانی هم چون پیاژه و کولبرگ رفتار انسان را واکنش بیرونی ساختهاي ذهنی او دانستند و از تأثیرات محیط غافل شدند. بعدها این نوع نگرشهاي تک بعدي اصلاح و تعدیل شد؛ به عنوان نمونه، بندورا در پی نقد رویکرد شناختی پیاژه و کولبرگ (به دلیل بی توجهی به تأثیر عوامل اجتماعی در رفتار اخلاقی نظریه شناختی اجتماعی را عرضه و بیان کرد که استدلال اخلاقی تنها در ارتباط با سایر عوامل روانی  اجتماعی می تواند رفتار و سلوك اخلاقی را اداره کند؛ گاه در برخی موقعیتها، حتی اصولی ترین افراد هم رفتار خود را با پیامدهاي پیش بینی شده اجتماعی یا قانونی تنظیم می کنند .

در واقع، مردم رفتارهایشان را طوري مدیریت می کنند که با آن چیزي متناسب باشد که موقعیت از آنها میخواهد و مصلحت است. پس تأثیرات اجتماعی است که حمایت جمعی را براي پیروي از

استانداردهاي شخصی فراهم می کند و فع الیت سامانه اخلاقی فرد را آسان می سازد (بندورا،

1991 حتی کولبرگ، حامی جدي دیدگاه رشد شناختی، چند سال بعد از بیان نظریه اش در

تکمیل نظریه قبلی خود و یا به عنوان نظریه اي جدید، فکر جامعه عادل 1 را مطرح، و اذعان کرد که براي اینکه دانش آموزان در نهایت بتوانند استدلالهاي اخلاقی خود را در موقعیت هاي عملی به کار گیرند، لازم است در جو عادلانه اجتماعی(مدرسه) قرار بگیرند تا حساسیت و مسئولیت

پذیري اجتماعی آنها تقویت شود و توان داوري و تصمیم گیري اخلاقی آنان توسعه یابد(پاور و

2008 ، هیگینز) 2

در دیدگاه اسلام، عاملیت آدمی و اراده او به عنوان آخرین حلقه از علت تام عمل، عنصري

اساسی تلقی می شود؛ با این حال، انسان موجودي اجتماعی، و از توان الگوپذیري بسیاري برخوردار است. فیلسوفان مسلمان متقدم، دیدگاه هاي ارزشمندي را در زمینه اخلاق و تربیت

اخلاقی عرضه کردهاند که از جمله نقاط قوت این رویکردها توجه به مبحث نفس، توجه به روش درون بینی(تأمل در حالات باطنی و ریشهیابی آنها) و توجه به آموزه هاي دین اسلام است؛ با

وجود این، نقاط ضعفی هم در آنها مشاهده می شود که از آن جمله می توان به انحصار اخلاق در

سیر و سلوك فردي و کم توجهی به تأثیر عوامل اجتماعی بر اخلاق فردي(همت بناري، 1379 ) و

یا حداقل، فرعی تلقی کردن آن اشاره کرد. این نگرش کم و بیش در میان فیلسوفان و متفکران

ادامه یافت.

به نظر می رسد بخشی از کاستیهاي برنامه هاي تربیت اخلاقی، ناشی از کم توجهی به نقش

جامعه در اخلاقمند شدن افراد باشد. علامه طباطبایی(ره) فیلسوف گرانقدر و مفسر بزرگ قرآن

کریم، توجه وافري به بحثهاي اجتماعی کرده اند و در خلال بحثهاي گوناگون خود، اشاره هاي

دقیق و بدیعی درباره ماهیت جامعه (از لحاظ اعتباري یا حقیقی بودن)، تعاملات و تأثیرات متقابل فرد و جامعه، اهمیت جامعه سالم و نقش روابط اجتماعی صحیح در رشد و اعتلاي فرد و جامعه

بیان کردهاند؛ لذا جا دارد که براي مطالعه ماهیت اخلاق از دیدگاه فردي یا جمعی بودن و بررسی

رابطه اخلاق، جامعه و تربیت، دیدگاه هاي ایشان را با نگاهی جامع و مسئله محور مورد مطالعه و

بررسی قرار دهیم.

روش شناسی مطالعه

این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤال اساسی است که : آی ا تربی ت اخلاق ی از دی دگاه

علامه طباطبایی، فردي و یا جمعی است؟ سپس دلالتهاي این بحث براي برنامه هاي تربیت اخلاقی مطرح خواهد شد.

این پژوهش از نوع بنی ادي  کاربردي، و روش مطالعه، توصیفی  تحلیلی است. در روش

تحلیلی، اطلاعاتی که از طریق بررسی اسناد، مدارك و کتابها به دست میآید به گونه اي سامان

داده م یشود که بتوان به پرسش هاي پژوهشی پاسخ داد(سرمد و همکاران، 1376 ).

برايپاسخگویی به سؤال اصلی پژوهش، یعنی تعیین و تبیین ماهیت تربیت اخلاقی، دادههاي مورد نیاز به روش اسنادي و با بهره گیري از آثار و تأ لیفات فلسفی  دینی علامه طباطبایی جمع آوري

میشود و مورد بررسی تحلیلی قرار میگیرد؛ سپس دلالتهاي این بحث نظري براي تربیت اخلاقی فرد و جامعه، اهمیت جامعه سالم و نقش روابط اجتماعی صحیح در رشد و اعتلاي فرد و جامعه

بیان کرده اند؛ لذا جا دارد که براي مطالعه ماهیت اخلاق از دیدگاه فردي یا جمعی بودن و بررسی

رابطه اخلاق، جامعه و تربیت، دیدگاه هاي ایشان را با نگاهی جامع و مسئله محور مورد مطالعه و

بررسی قرار دهیم.

بررسی ماهیت تربیت اخلاقی از دیدگاه علامه طباطبایی، فردي یا جمعی

براي پاسخ دهی به این سؤال، لازم است موضوع در چند محور، مورد بحث و بررسی قرار

گیرد و سپس نتیجه گیري لازم به عمل آید.

الف  طبیعت اجتماعی انسان

علامه طباطبایی انسان را مدنی بالطبع، و بناي زندگی بشر را بر اساس اجتماع تعاونی می د اند .

البته مدنی بالطبع بودن انسان در دیدگاه علامه معناي بخصوصی دارد؛ زیرا ایشان انسان را به طبع ثانوي، مدنی می دانند. به اعتقاد علامه، طبع اولیه انسان بهره کشی و استخدام دیگران است و این طبع، او را به اختلاف و فساد می کشاند؛ اما از آنجا که جمیع نیازهاي او بدون همکاري با دیگران و در انزوا براورده نمی شود، همان طبیعت و فطرت و عقل عملی او را هدایت می کند به اینکه اختلاف را برطرف سازد و اجتماع تعاونى تشکیل دهد. پس انسان در مسیر کمالى خود(و براي رفع نیازهایش) به طبع ثانوى، ناچار از حیات اجتماعى و تعاونى است(طباطبایی، 1374 ،ج 2،196-197؛ همان،ج10: 388)

او موجودي است که باید اجتماعی زندگی کند و این مطلب را اولا فطرت تمام انسانها درك می کند. ثانیا تا جایی که تاریخ نشان داده، هر جا بشر بوده، اجتماعی زندگی می کرده و آثار باستانی هم (که نشاندهنده زندگی قدیمیترین بشر بوده است) این مطلب را ثابت می کند(طباطبایی، 1374، ج4، 144) زیرا مشخص می شودکه تشکیل اجتماع تحمیلی نیست؛ بلکه به مقتضاي فطرت بشر بوده است(طباطبایی، 1374 ، ج 2، 189)

البته قرآن کریم هم با بهترین بیان در آیات بسیاري از این حقیقت خبر داده است(2)

ب  وجود حقیقی و شخصیت واحد جامعه

گفته شد که انسان بنا بر ضرورت عقلی، زندگی اجتماعی در پیش می گیرد. علامه طباطبایی

دیدگاه خاصی درباره جامعه دارد. بر خلاف برخی از فیلسوفان که جامعه را ترکیب اعتباري

محض می دانند، علامه جامعه را داراي وجودي حقیقی و شخصیتی واحد میداند. ایشان میفرماید:

بین فرد و جامعه رابطه حقیقی وجود دارد و این رابطه حقیقی خواهناخواه به وجود و کینونتی دیگر(کینونتی در مجتمع)منجر می شود و در نتیجه غیر از وجود تک تک افراد، وجود دیگري به نام مجتمع پیدا می شود و غیر از آثار و خواصی که تک تک افراد دارند، خواص و آثاري دیگر و

قویتري به نام آثار اجتماع پیدا می شود که افراد را تحت الشعاع قرار میدهد؛ به گونه اي که فرد نمیتواند در مقابل آن بایستد؛ مثلا انقلابات و مبارزات اجتماعی، بیشتر افراد را به سمت خود

میکشاند و با خود همراه می سازد و حتی افراد شجاع ممکن است قدرت تصمیم گیري خود را از

دست بدهند. این گونه آثار و خواص امور اجتماعی نشان میدهد که جامعه افزون بر وجود افراد از نوعی وجود مستقل برخوردار است(طباطبایی، 1374 ، ج 4، 152-154)

ایشان شواهدي قرآنی  براي این مطلب می آورند و به آیاتی اشاره می کنند که جامعه را داراي سرنوشت مشترك، نامه عمل مشترك و شعور و طاعت و عصیان می داند ( 3). اگر جامعه اصلا وجود حقیقی نداشت و اعتباري محض بود، این تعابیر براي آن لغو و عبث بود؛ بنابراین، خداوند براي جامعه نوعی حیات می پذیرد و این نه از باب تشبیه و نظیر، بلکه واقعیتی است که قرآن از آن پرده برداشته است.

از سوي دیگر، علامه جامعه را به بدن انسان تشبیه می نماید؛ مجموعه اي مرکب از اعضا و

قوایی چند که همه دست به دست هم داده و وحدتی حقیقی تشکیل داده اند. این وحدت حقیقی باعث می شود که تک تک آن اعضا و آن قوا در تحت استقلال مجموع، استقلال خود را از دست

بدهند و در مجموع مستهلک شوند؛ پس جامعه داراي شخصیتی واحد است ( طباطبایی، 1374 ، ج4: 166و 167)

ج  هویت جمعی انسان

اگر افراد جامعه مانند اعضاي بدن با همدیگر هماهنگی و وحدت حقیقی داشته باشند و اجتماعی فکر کنند، انسان نه به عنوان عنصري مستقل، بلکه وابسته و مرتبط به دیگران و جزء جداناپذیر جامعه است. منافع فرد جزئی از منافع اجتماع و خیر اجتماع، خیر او و شر اجتماع، شر اوست. در این صورت، اگر جامعه صالح و با تقوا شد، او نیز صالح و با تقوا می شود و اگر جامعه فاسد شد، او نیز فاسد می گردد.( طباطبایی، 1374 ، ج 4، 166و 167)

بنا بر توضیح استاد مطهري انسان با دو حیات، دو روح و دو "من" زندگی می کن د: یک "من " فطري که مولود حرکت جوهري طبیعی است و یک "من" جمعی که مولود زندگی اجتماعی است  من جمعی در من فردي حلول می کند در عین حال که استقلال نسبی فرد حفظ می گردد؛ زیرا حیات فردي و فطریات و مکتسبات فرد از طبیعت، بکلی در حیات جمعی حل نمی شود (مطهري، 1372: 36)

خلاصه اینکه گرچه تعیین کننده نهایی عمل انسان، اراده اوست، اراده او بشدت تحت تأثیر اراده جمعی قرار دارد.

باید توجه کرد که تأثیرگذاري جامعه بر فرد به معناي سلب اراده از او نیست؛ زیرا علامه در

جاي دیگري به افراد صالحی اشاره میکند که اگر چه در میان اجتماعات فاسد زندگی کرده اند،

دلهایشان با آنان نبوده و افکارشان به رنگ افکار فاسد آنان در نیامده و خلاصه فساد و بیماري

جامعه در آنان سرایت نکرده است و البته این گونه افراد را انگشت شمار می داند ( 4) (طباطبایی، 1374: ج4 ، 167)

ایشان در جاي دیگري نیز می فرمایند: تاثیر(اراده) جامعه بر( اراده) فرد غالبا تا حد اقتضا می رسد و از آن تجاوز نمی کند؛ هر چند در وضعیت ناهمسویی جامعه با فرد، حرکت برخلاف جامعه بسیار دشوار خواهد بود(طباطبایی، 1374 ، ج 13، 265)

در مجموع می توان گفت به دلیل نیرومندتر بودن قوا و خواص اجتماعی نسبت به قوا و خواص فردي، غالب افراد که اراده فردي ضعیفی دارند بشدت تحت تأثیر جو جامعه قرار می گیرند و تنها تعداد بسیار کمی که از اراده قوي برخوردارند در برابر جریان عادي جامعه مقاومت می ورزند. تأثیرگذاري اجتناب ناپذیر جامعه بر فرد از یک سو  اگر حرکت کلی جامعه به سوي باطل باشد  نیروي بازدارنده و ناتوانجمعی قرار دارد.

به دلیل نیرومندتر بودن قوا و خواص اجتماعی نسبت به قوا و خواص فردي، غالب افراد که اراده

فردي ضعیفی دارند بشدت تحت تأثیر جو جامعه قرار می گیرند و تنها تعداد بسیار کمی که از

اراده قوي برخوردارند در برابر جریان عادي جامعه مقاومت می ورزند. تأثیرگذاري اجتناب ناپذیر

جامعه بر فرد از یک سو  اگر حرکت کلی جامعه به سوي باطل باشد  نیروي بازدارنده و ناتوان کنندهاي در مقابل تلاش کارگزاران تربیت اخلاقی خواهد بود و بالعکس، اگر حرکت کلی جامعه

رو به صواب و هماهنگ با اهداف تربیت اخلاقی باشد، ظرفیت فوق العادهاي براي آسان سازي و

اثر بخشی اقدامات تربیتی خواهد بود.

 

د  چگونگی و ابعاد تأثیرات جامعه بر فرد

اکنون باید دید جامعه به چه صورتی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. بخشی از تأثیرات جامعه

بر فرد به همانندسازي و الگوپذیري فرد از اطرافیان مربوط است. به فرمایش علامه متداول شدن

عملی خاص در جامعه، آدمی را به موافقت خود دعوت میکند و باعث تشکیل عادات رفتاري و

صورتهاي ذهنی جدید در مورد آن عمل می شود به گونه اي که انسان از مخالفت آن وحشت، و

مخالفت با آن را هم چون شناي بر خلاف جریان آب تصور می کند و قهرا اعمالش با اوضاع و احوال محیط و جو زندگی اجتماعیش تطبیق می گردد(طباطبایی، 1374 ، ج 13،265)

در اینصورت، وقتی مردم بر عملی عادت کردند، دیگر نمی توانند خوبی و بدي آن را به آسانی بررسی،و به آسانی آن را ترك کنند و به اصطلاح عادت طبیعت دوم انسان می شود . البته تأثیر الگو به تأثیرات منفی محدود نیست. اگر انسان شاهد مردمانی در جامعه باشد که به حق عمل می کنند، اوهم بدون واهمه و بدون درنگ به انجام دادن آن دست می زند؛ زیرا خوبی عمل به حق و امکان انجام دادن آن را به چشم می بیند تا چه رسد به اینکه ببیند همه افراد جامعه آن را انجام می دهند که در این صورت، بیشتر به آن تشویق می شود(طباطبایی، 1374 ، ج 6،117)

و البته مخالطه با ، اهل معصیت نیز، انسان را با گناه مأنوس، و احتمال رفتار زشت را بیشتر می کند (طباطبایی،1374: 202 به همین دلیل به اعتقاد علامه، کسب تقوا براي تربیت اخلاقی انسان کافی نیست، بلکه ؛ به همین دلیل به اعتقاد علامه، کسب تقوا براي تربیت اخلاقی انسان کافی نیست، بلکه : علاوه بر آن، انسان باید در جمع افراد صالح قرار گیرد و از مخالطه با اهل معصیت دوري جوید .

روانشناسان بویژه حامیان نظریه شناختی  اجتماعی، نقش الگو را در یادگیري و رفتار هاي درست

بسیار مهم می دانند. بندورا و همکارانش در سال 1966 نشان دادند که الگو نه تنها می تواند

پاسخهاي جدید را آموزش دهد، بلکه می تواند احتمال رخ دادن رفتارهاي آموخته شده را نیز

تغییر دهد و این یادگیري به دریافت پاداش نیاز ندارد؛ به عبارت دیگر، مشاهده گر، چه بداند که

پاداشی براي تقلید صحیح دریافت خواهد کرد و چه نداند به یک میزان یادگیري مشاهده اي از خود نشان می دهد(به نقل از گروزك، 1389: 380)

علاوه بر نقش الگویی اطرافیان در زمینه اخلاق، که بیشتر، تأثیرات غیر مستقیم به جاي میگذارد، جامعه زنده و حساس به اخلاق از طریق نظارت مستقیم و همگانی اجتماعی نقش بسزایی در تحریک و زنده نگهداشتن اخلاق ایفا می کند. نظارت اجتماعی همگانی که در اسلام به

عنوان امر به معروف و نهی از منکر بر عموم مردم با ایمان واجب شده است(طباطبایی، 1374 ، ج4،154 می تواند مستقیما در ترغیب فرد و سوق دادن او به سمت عمل درست و پرهیز از

ارتکاب رفتار زشت ایفاي نقش کند؛ بالعکس، زمانی که بی اعتنایی در جامعه همه گیر شد، فساد

و انحراف با سرعت بیشتري در جامعه گسترش می یابد. در احادیث، افرادي که امر به معروف و

نهی از منکر را ترك کنند به مردگان و اجساد بی روح تشبیه شده اند ( 5). بنابراین، وجود جو

اجتماعی حساس به اخلاق و حس مسئولیت جمعی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در عملکرد

اخلاقی افراد بهشمار میرود.

علامه علاوه بر بیان این وظیفه عمومی، قواي حکومت اسلامی را نیز حافظ و مراقب تمامی

شعائر دینی و حدود آن می داند و علاوه بر عموم مردم، مأموران حکومتی را نیز مخصوصا به نظارت اجتماعی و دعوت به خیر و نهی از منکر موظف می داند(طباطبایی، 1374 ، ج 4:154)

گذشته از نقش عوامل انسانی در تربیت اخلاقی، قوانین و نظام جزا و پاداش نیز در تحریک

افراد به انجام دادن عمل اخلاقی مؤثر خواهد بود. علامه طباطبایی با نگرشی واقع بینانه و با در نظرگرفتن تفاوتهاي فردي معتقدند که انسانها با سه نوع انگیزه متفاوت، خویشتنداري و تقوا می ورزند و ملزم می شوند تا در مسیر درست حرکت کنند. گروهی از انسانها را تنها جزا و پاداش محسوس دنیوي به حرکت در می آورد؛ برخی دیگر به دلیل جزا و پاداش اخروي به اخلاقیات تن می دهند

و گروه سوم، متعالی ترین، پاکترین و قویترین انگیزه را دارند که همانا عشق و محبت به محبوب حقیقی یعنی خداوند متعال است(طباطبایی، 1374 ، ج 11: 214)

از آنجا که رسیدن به مرحله سوم به تلاشها و مجاهدتهاي فراوانی نیاز دارد، تنها عده کمی از افراد به این سطح اخلاق می رسند و عموم افراد جامعه بر اساس جزا و پاداشی که در برابر رفتار خود دریافت می دارند، نظام رفتاري خود را تنظیم میکنند.( طباطبایی، 1374 ، ج 7:52)

حتی در جامعه دینی هم در بسیاري از افراد ضعیف الایمان ممکن است وعده جزا و پاداش اخروي نتواند انگیزه و کشش لازم را براي پایبنديبه اخلاق فراهم کند. در این صورت، لازم می آید که جامعه از طریق قوانین مناسب جزا و پاداش (مانند حدود و تعزیرات) افراد را به رفتار اخلاقی ملزم سازد؛ لذا علامه بخشی از بر نامه تربیت اخلاقی و طهارت نفسانی را وضع و تحمیل قوانین صالح اجتماعی بر انسان می داند تا شئون زندگی اجتماعی او صالح ش ود و مفاسد زندگی اجتماعی او را از طی طریق اخلاق ورزي باز ندارد(طباطبایی، 1374 ، ج3، 90)

صاحبنظران زیادي همین اعتقاد را دارند و نقش عوامل بازدارنده

(مانند مجازاتهاي قانونی و اجتماعی) را داراي اهمیتی قاطع در تعیین فراوانی انحراف و کجروي در هر جامعه اي می دانند.( ارلیش، به نقل از سلیمی و داوري، 1380،380)

بنابراین، برقراري نظام جزا و پاداش مناسب و مؤثر نه تنها در داخل کلاس و مدرسه، بلکه در متن جامعه نیز در روند تربیت اخلاقی و کنترل انحرافات اخلاقی مؤثر است و باید در نظر گرفته شود . علامه در همین ارتباط میفرمایند: علت اینکه دنیاى متمدن گرفتار انحطاط اخلاقى شده است، این نیست که اخلاق ضامن اجرا ندارد، بلکه این است که مواد قوانین جاري طورى تنظیم نشده است که با اخلاق فاضله انسانى متناسب باشد؛ بدیهى است در کشورى که سالانه میلیونها تن مشروبات الکلى تهیه و استعمال شود، تبلیغات و تعلیمات هرچه شدیدتر و دامنه دارتر هم بشود، چیزى جز یاوه گویى محسوب نخواهد شد.( طباطبایی، 1388،114)

به دلیل چنین تأثیراتی است که علامه بر ضرورت همسویی و هماهنگی جامعه با برنامه هاي

تربیتی تأکید میکنند و تصریح می فرمایند: وقتی تربیت و رشد اخلاق و غرائز در یک فرد انسان

مؤثر واقع می شود که جو جامعه با آن تربیت معارضه نکند وگرنه از آنجایی که گفتیم قدرت

نیروي جامعه، فرد را در خود مستهلک م یکند. اگر اخلاق و غرائز جامعه با این تربیت ضدیت

کند، تربیت یا اصلا مؤثر واقع نم یشود و یا اثر آن قدر ناچیز است که قابل قیاس و اندازه گیري نخواهد بود(طباطبایی، 1374 ، ج 4،154)

این چنین تربیتی شبیه به پرورش ماهی قزل آلا در آب شور است که در چنین محیط نامناسبی ماهی یا اصلا زنده نمی ماند و یا آن طور که باید، رشد و پرورش نمی یابد؛ با این بحث، پاسخ سؤال اصلی این پژوهش روشن شد. تربیت اخلاقی در دیدگاه علامه ماهیتی جمعی دارد و صرفا قائم به اصلاح فرد نیست؛ بلکه لازم است بخشی از برنامه جامع تربیت اخلاقی به ساماندهی وضعیت اخلاقی جامعه و اطرافیان متربی اختصاص یابد.

دلالتهاي تربیتی بحث

بحث نظري مقاله نشان داد که متربی بیشتر از اینکه تحت تأثیر آموزههاي اخلاقی نظري قرار

بگیرد از طریق مشاهده و در قالب تعاملی که با اطرافیان برقرار می کند، می آموزد و باورهاعلایق، و حتی عادات اخلاقی او تحت تأثیر تعاملات واقعی او شکل میگیرد. جامعه د ر برداشت اولیه، محیط کلاس و مدرسه را شامل می شود و در برداشت کاملتر، خانواده، رسانه و سطح جامعه

را نیز در بر می گیرد. تأثیرگذاري جامعه بر فرد ظرفیت و امکان زیادي است که اگر به حال خود

رها شود، بازدارنده قدرتمندي در مقابل تربیت اخلاقی خواهد بود؛ اما اگر هوش مندانه در جهت

برنامه هاي تربیتی قرار گیرد، به عنوان آسانکننده قدرتمند تربیت عمل خواهد کرد؛ بدین ترتیب،

مهمترین دلالت این بحث، ضرورت ایجاد "جامعه تربیتی" است. علامه طباطبایی در ذیل آیه "یا

ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون " (آل عمرا ن/ 200 ) بر لزوم

همفکري و همکاري عموم مردم براي حل مشکلات جامعه و دستیابی به سعادت تأکید می ورزند

و می فرمایند: سعادت کامل دنیوي و اخروي منوط به وجود مرابطه در جامعه است؛ بدین معنا که

باید اقدامات تک تک افراد به هم وصل شود تا نیرویی بیشتر و قویتر حاصل گردد(طباطبایی، : 1374 ، ج 4،144)

و به عبارت دیگر، هم افزایی ایجاد شود . ایشان در همین رابطه و ذیل آیه

"تعاونوا علی البر و التقوي و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان"(مائده/ 2 "جامعه صالح" را معرفی و

توصیف می کنند: جامعه صالح جامعه اي است که در آن مردم بر برّ و تقوا و یا به عبارتی بر ایمان و عمل صالح ناشی از ترس خدا اجتماع می کنند(طباطبایی، 1374 ، ج 5،266)

شعار جامعه اسلامی تنها پیروي از حق (در اعتقاد و عمل) است، نه پیروي از خواست طبع اکثریت . هدف مشترك آنها سعادت حقیقی (رسیدن به قرب و منزلت نزد خدا) است به گونه اي که با تعدیل همه ابعاد و قواي انسان بر اساس عدالت، هم خواسته هاي مادي آنها  در حد متعادل  براورده شود و هم جنبه معنوي ایشان اشباع گردد و بلکه خواسته هاي مادي وسیله و مقدمه اي براي رسیدن به معرفۀ الله قرار گیرد. در راستاي دستیابی به این هدف مشترك، علاوه بر اینکه قواي حکومت اسلامی حافظ و مراقب شعائر دینی و اخلاقی و حدود آن هستند، عموم مردم نیز از حساسیت بسیاري برخوردارند. اولا، خود عامل اخلاقی و الگوي عملی براي اخلاقمندي هستند و ثانیا در برابر رفتارهاي دیگران احساس مسئولیت می کنند و واکنش مناسب نشان می دهند (طباطبایی، 1374 ، ج4، 150-154)

جامعه زمان رسول خدا (ص) نمونه اي از جامعه صالح است. جامعه صالح می تواند  الگویی براي جامعه تربیتی مورد نظر این پژوهش واقع شود.

در این قسمت با توجه به فضاي بحث، راهبردهایی در دو سطح مدرسه و جامعه براي اثر بخشی تربیت اخلاقی پیشنهاد میشود:

سطح اولیه  مدرسه (به عنوان جامعه تربیتی کوچک)

هدف: ایجاد جو اخلاقی در مدرسه

راهبردها:

1. تربیت معلمان و مربیان عالم و عامل به اخلاق (ایجاد مراکز تربیت مربی اخلاق به منظور

گزینش و تربیت مناسب مربیان تأثیرگذار)

2.برگزاري دوره هاي اخلاق عملی (به صورت ضمن خدمت) براي ارتقاي اخلاقمندي تمام

کارکنان مدرسه

3.  یکپارچه سازي برنامه هاي تربیت اخلاقی با تمام دروس

4. آموزش اخلاقیات در قالب فعالیتهاي فوق برنامه و تمام فعالیتهاي غیر رسمی مدرسه

5.   واگذاري مسئولیتهایی هم چون داوري اخلاقی و امر به معروف و نهی از منکر به خود

دانش آموزان

6.  اصلاح نظام جزا و پاداش در برابر رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی

7.  اصلاح ساختارها و قوانین آموزشی در جهت کاهش زمینه هاي بروز رفتارهاي غیر اخلاقی

هم چون حسادت، تقلب، دروغگویی و نظایر آن

بدین ترتیب، کل مدرسه به صورت محیطی اخلاق محور و اخلاق پرور در می آید که به زبان

رسمی و غیررسمی دانش آموزان را به اخلاقمندي ترغیب میکند.

سطح پیشرفته  کل جامعه (به عنوان جامعه تربیتی)

هدف: ارتقاي اخلاقمندي در میان کل مردم جامعه

راهبردها:

1. تغییر جهتگیري رسانه ملی در جهت ترویج اخلاق در تمام برنامه ها (نه فقط اکتفا به عرضه

سخنرانیها)

2.  آموزش و تربیت اخلاقی جدي والدین و خانواده ها(تأسیس نهادي براي تولیت این امر)

3.  گسترش و تعمیق برنامه هاي اخلاق حرفه اي در سازمانهاي گوناگون

4.   احیاي امر به معروف و نهی از منکر در سطح جامعه

5.  نظارت و کنترل اجتماعی جدي تر نهادهاي رسمی براي حذف یا کاهش الگوهاي غیر اخلاقی موجود در جامعه

6.  پایبندي بیشتر نخبگان جامعه و مسئولان کشور به اخلاق و الگودهی براي سایر مردم

بدین ترتیب، تربیت اخلاقی، برنامهاي جامع می شود و از تدریس چند واحد درسی فراتر

خواهد رفت به گونهاي که تمام نهادهاي تأثیرگذار در اخلاق را تحت پوشش قرار می دهد.

 نتیجه گیري

اخلاق علمی، عملی است؛ شاید بتوان گفت نوعی سبک زیستن است و لذا یادگیري آن با

یادگیري ریاضیات، تاریخ و بیولوژي متفاوت است. یادگیري اخلاق عمدتا و به معناي واقعی،

هنگام عمل (تعامل) اتفاق میافتد و تثبیت میشود و تعاملاتی که منش اخلاقی متربی را شکل

میدهد، بسیار وسیع است؛ بنایراین، تربیت اخلاقی نسل جوان نیازمند چیزي بیش از اصلاح

محتواي کتابها و برنامه هاي درسی است. حتی در بهترین موقعیتها و عرضه بهترین نوع تربیت در

مدرسه، باز هم باید گفت واگذاري تمام مسئولیتها به نظام آموزشی و غفلت از توان عظیم جامعه،

احتمال کسب موفقیت هاي چشمگیر و پایدار را در این حیطه بسیار کم می کند . تربیت اخلاقی،

عزم جدي عمومی، همسویی و همفکري آحاد مردم و نهادهاي جامعه و در یک کلمه بسیج

عمومی براي سازندگی اخلاقی را می طلبد. درست است که نظام آموزشی رسما عهده دار این مسئولیت خطیر است، این امر، بسیار عظیم تر و سنگین تر از آن است که نظام آموزشی به تنهایی بتواند از عهده آن برآید ضمن اینکه تعریف این مسئولیت براي مدرسه، عملا باعث شده است که سایر نهادها از قبیل خانواده، رسانه و عموم مردم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنند؛ لذا این مقاله ضمن تأکید بر لزوم برنامه ریزي جامع براي تربیت اخلاقی، ضرورت تشکیل "جامعه تربیتی" را در راستاي افزایش اثر بخشی برنامه هاي تربیت اخلاقی مطرح کرد.

یادداشتها

1.       ر ك: اسکینر، فراسوي آزادي و منزلت

2.      به عنوان نمونه:  " یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا"  (حجرات/13)

3.        اعراف/34؛ جاثیه/28؛ انعام/108 ؛ مائده/66؛ آل عمران/113 ؛ غافر/5 و یونس/47

4.      پیامبران الهی نیز مصداقهاي روشنی از این افراد هستند و همیشه بر خلاف وضع(فاسد) موجود در جامعه قیام کرده اند و افکار، رفتار و اراده ملتها را تحت تاثیر قرار داده اند.

5.   حضرت علی(ع): من ترك انکار المنکر بقلبه و لسانه و یده فهو میت بین الاحیاء (وسائل، ج11، 404)

منابع فارسی

قرآن کریم

-حسنی، محمد ( 1382 ). بررسی دیدگاه ارزش شناسی علامه طباطبایی و دلالتهاي آن در تربیت اخلاقی. رساله دکتري. تهران: دانشگاه تهران.

- سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس؛ حجازي، الهه ( 1376 ). روش هاي تحقیق در علوم رفتاري. تهران: انتشارات آگاه.

- سلیمی، علی؛ داوري، محمد ( 1380 ). جامعه شناسی کجروي. قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه.

- طباطبایی، محمد حسین ( 1388 ). بررسى هاى اسلامى. به کوشش سید هادى خسرو شاهى. ج اول. چ</