علامه طباطبایی
پنج شنبه - 2017 نوامبر 23 - 5 ربيع الاول 1439 - 2 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 204680
تاریخ انتشار : 23 اسفند 1395 22:50
تعداد مشاهدات : 140

گرايش اجتماعي در الميزان في تفسير القرآن

در این مقاله، دیدگاه های تفسیری علامه طباطبائی با رویكرد گرایش اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و از موضوعات محورهای اجتماعی در تّفسیر المیزان، مبانی تفسیر اجتماعی و نیز ویژگیهای گرایش اجتماعی در این تّفسیر بحث شده است.


*سيّده فاطمه حسيني ميرصفي


 

چكيده

 قرآن كریم علاوه بر احكام فردی، به تبیین احكام اجتماعی نیز پرداخته است، مفسران قرآن كریم در دو قرن چهاردهم و پانزدهم اهتمام ویژهای نسبت به گرایش اجتماعی داشته اند تحولات دو قرن أخیر و نهضت اصلاحی و بازگشت به قرآن، موجب طرح مقوالت اجتماعی گوناگونی گردید و همین امر سبب شد كه آن مو ضوعات به حوزه تّفسیر نیز وارد شود. در این مقاله، دیدگاه های تفسیری علامه طباطبائی با رویكرد گرایش اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و از موضوعات محورهای اجتماعی در تّفسیر المیزان، مبانی تفسیر اجتماعی و نیز ویژگیهای گرایش اجتماعی در این تّفسیر بحث شده است.

 مقدمه

قرآن كریم همانگونه كه به عقاید و احكام تكلیفی انسان میپردازد، بسیاری از مطالب  مربوط به زندگی اجتماعی بشر را بیان كرده است . این بُعد از قرآن ازدیرباز مورد توجه مّفسران بوده است و به تّفسیر آیات مربوط به آن میپرداختند با توجه به نیازهای موجود و منطبق نمودن مّفاهیم قرآنی با مسائل اجتماعی، كشف و ارایة پیام هدایت قرآن در تمامی مسائل مرتبط با حیات، ویژگی بارز تفّاسیر معاصر با گرایش اجتماعی است مفسرانی كه با عنایت به نكات اجتماعی، آیات قرآن كریم را تّفسیركرده اند، معتقدند كه جامعة اسلامی از مّفاهیم قرآن دور افتاده استت ت و برای احیای روح جمعی مسلمانان باید قرآن را برساس توجه به عینیت ها و به انگیزة پا سخگویی به ضرورتهای زندگی كنونی تّفسیر كردم.

در قرون أخیر، این گرایش تفسیر با  جنبش اجتماعی سید جمال الدین اسدآبادی در مصر و با نگاهی نو به تعالیم قرآن و اسلام شكل گرفت (رک؛ معرفت، 1418قم، ج 465 :2ـ 456؛ ذهبی، 1424قم، ج 401 :2 به بعد و شریعتی، بی تا: 2-1) مصلحان معاصر با این تفّكّر كوشیدند پاسخی مناسب برای عقب ماندگی جوامع اسلامی بیابند و با استتتناد به آیات قرآن كریم برای مشکلات جوامع اسلامی پاسخی مناسب ارایه دهند آنان با تكیه بر شعار تجد خواهید دینی برای اتّحاد دنیای اسلام و برای مقابله با نفوذ  استعمار، شعار برگشت به ا صول دین اسلام را سر دادند (ر ک؛ مذهبی، 1424قم، ج 548 :2)  این جریان سپس به وسیلة شیخ محمد عبده و رشید رضا در تفسیر المنار، شیخ احمد مصلّی مراغی در تّفسیر مراغی و سید قطب در فی ظلال القرآن و عالّمه طباطبائی در المیزان فی تّفسی القرآن ادامه یافت و افراد دیگری نیز به این جریان پیوسته اند؛  بنابراین توجه و اهتمام ویژةّ مفسران قرآن كریم در دو قرن چهاردهم و پانزدهم به این جریان کاملا مشهود است علامه طباطبائی، مانند هر مّفسر  اجتماعی دیگر، هدف از بازگشت آموزههای قرآن به متن زندگی مردم است و بر این باور است كه قرآن كتاب هدایت و زندگی می باشد

1ـ محورهاي اجتماعي در تفسير الميزان

 

با مطالعه و بررسی اندیشه های اجتماعی علامه  طباطبائی در تّفسیر المیزان درمییابیم كه ایشان به مسائل متعددی پرداخته اند كه جنبة اجتماعی دارند و مساله حكومت اسلامی و مسائل سیاسی جامعة اسلامی(ر ک؛ طباطبائی، 1374، ج 152 :9

هویت بخشی به جامعة اسلامی ، تبیین وظای و مسئولیت های اجتماعی (الحدید25 /؛ المائده48 / و النساء7 /)، مرا بطه در جامعة اسلامی (ر0ک؛ طباطبایی، 1374،ج 144 :4) امر به معروف و نهی از منكر (رمک؛ ه مان، ج 577 :3)،همكاری و تعاون اجتماعی در امور خیریه و رستیدگی به فقرا (رک؛ همان، ج266 :5)توجه به تعلیم،تربیت و اهمیت علم در اسلم و نیز توجه به علوم طبیعی  و انسانی در تفسیر قرآن، تعام میان دین و تكنولوژی و علم و عقلرمک؛ کلانتری 11 :1377)كارآیی بخشیدن به تعالیم اسلامی به عنوان یك مكتب فكری و اجتماعی، عدالت اجتماعی(رک؛ طباطبائی، 1374، ج 279 :1)، مسألة آزادی انسان  (رک؛ همان، بیتا:  39 )و لزوم مبارزه با ظلم و استبداد (رمک؛ همان، 1417قم، ج 243 :12ـ 242) تّفسیر سنّتهای الهی در زندگی و مرگ جوامع و تمد نها (رک؛ همان، 1374، ج 187 :4 و همان، ج 658 :19) جهاد اسلامی (رک؛ همان،  151 :9 )و لزوم مبارزه با دشمنان اسلامی همچون استعمار و صهیونیسم (رک؛ همان، ج168 :4 )... و از جمله محورها و موضوعهای مهم در گرایش اجتماعی در تفسیرالمیزان است كه عالامه طباطبائی نسبت به تبیین این مسائل اهتمام ورزیده اند.


2ـ مباني نظري تفسير اجتماعي الميزان

 

تفسیر با گرای اجتماعی، تفسیری است كه میكوشد با كشف و و ارایة پیام و هدایت قرآن در تمام مسائل  مرتبط با زندگی اجتماعی، علاوه بر درمان مشكلات و معایب آن، شایستگی و صالحیت قرآن را برای هدایت انسان اثبات كند (رک؛ رضایی اصفهانی، 1385: 33)"این نهضت ادبی اجتماعی با تلاش و كوشش فراوانی در راه تفسیر قرآن و تقریب آن به فهم همگان و انطباق آن با واقعیات موجود آغاز شد و از امتیازات آن، این است كه رنگی نو به خود گرفته، با چهرة فرهنگ و ادب معاصر و با پرداختن به مسائل جامعه درخشیده است و هرگز تقلیدگونه به مسائل ظاهری و خسته كننده كه موجب دوری مردم از قرآن میشود، نپرداخته است  این تفسیر؛ پدیدهای نوظهور ا ست كه نخست به اظهار دقایق تعابیر قرآنی و آنگاه بیان آنها با ا سلوب زیبا و ادبی و تلبیق آنها با هستی و حیات و سُنَن اجتماعی موجود در جامعه پرداخته است" (معرفت، 1380، ج2: 481) برخی از مبانی نظریتفسیر اجتماعی المیزان به شرح ذیل  میباشد:

 

 

1ـ2 تقرير و تأييد ذاتي و فطري بودن روحية اجتماعي انسان


 

نوع زندگی انسان همواره به صورت اجتماعی بوده است و آیات متعددی در قرآن كریم نیز بیانگر این امر میباشد (البقره213 /؛ الحجرات13 / وزخرف/32) انسان موجودی اجتماعی است و این امر منشاء درونی و طبیعی دارد؛ به عبارت دیگر، میل به زندگی اجتماعی به صورت فطری در درون انسان نهادینه شده است و این میل او را به معا شرت با دیگران سوق میدهد . در این دیدگاه، انران مدنی الطبع است (رک؛ طالقانی، 1345، ج 109 :2ت 108 و المراغی، 1962مم، ج 2:121)

علامه طباطبائی در ذی آیة 213 سورة بقره ضمن اشاره به مدنی الطّبع بودن بشر مینویسد: كه انسان، این موجودى كه به حسب فطرت خود اجتماعى و تعاونى است،دراو لین اجتماعى كه تشكیل دادی یک امت بود (رک؛ طباطبائی، 1417قم، ج 2: 111)

2ـ2 تأثير رفتارهاي فردي بر حيات جمعي و بر عكس آن

 

وجود سنّت عقوبت و عذاب دنیوی برای همة افرادی كه در یك جامعة ظالم زندگی میكنند، نشان دهندة تأثیرگذاری رفتارهای فردی بر سرنوشت و حیات جمعی است، همچنانكه نوع جامعه و رفتارها و عملكرد آن نیز بر افراد تأثیر میگذارد در بسیاری از آیات قرآن كریم به اجل جمعی و گروهی اشاره میكند؛ از جمله" و ما اهلکنا ن قریه لا ولها کتاب معلوم* ما تسبق من امه اجلها و ما یستاخرون"

ما اهل هیچ شهر و دیارى را هلاک نكردیم، مگر اینكه اجل معین (و زمان تغییرناپذیرى) داشتند* هیچ گروهى از اجل خود پیشی نمیگیرد و از آن عقب نخواهد افتاد" )(الحجر5/4)نیز می فرماید: " اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض و ما خلق الله من شی و ان عسی ان یکون قد اقترب اجلهم بای حدیث بعده یومنون"

آیا درحكومت و نظام آسمانها و زمین و آنچه خدا آفریده است، (از روىدقت و عبرت) نظر نیّفكندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نكردند كه( شاید پایان زندگى آنها نزدیك شده باشد؟! )اگر به این كتاب آسمانى روشن ایمان نیاورند،( بعد از آن به كدام سخن ایمان خواهند آورد (الاعراف/185)

در این آیات نیز به اجل گروهی و جمعی اشاره میكند و این در حالی

است كه تعدادی از افراد یك جامعه معمولا در یك زمان واحد نمیمیرند وغالبا ًافراد دارای زمان مرگ متّفاوتی هستند اما وقتی كه به صورت یك گروه اجتماعی به آنها مینگریم و آنها را یك مجموعه تلقّی میكنیم، در ظلم، عدالت،خیر و شرّ بر یكدیگر تأثیر میگذارند و در این صورت است كه اجل واحدی هم دارند و این اجل گروهی، همان اجل امت است ( رک؛ طباطبائی، 1363، ج 86 :8؛ زحیلی، 1418ق، ج 194 :8 و عبده و رشید رضا، 1990م، ج 8: 362-357)

 

علامه دربارة اجل و مهلت متها می نویسد: : "امم و جوامع بشرى هم مانند افراد داراى عمرى معین و اجلى محدودند"(طباطبائی، 1374، ج 8: 107) هر امتی حیاتى اجتماعى، وراء حیات فردى كه مخصوص تك تك افراد است دارد و حیات اجتماعى هر امت از بقاء و عمرآن مقدارى را

دارد كه خداى سبحان برایش مقدر كرده است و نیز از سعادت، شقاوت، تكلیف ، ر شد،ضد رشد

 

ثواب و عقاب سهمى داردكه خداى تعالى برایش معین فرموده استتتت و این حقیقت از چیزهایى

است كه تدبیر الهى عنایتى به آن دارد، همچنانكه در تك تك انسانها طابق النّعل بالنّعل، چنین تقدیرهایی را مقدر فرموده است.(همان،ج 10: 106)

 

3ـ2توجّه اسلام به امر اجتماع

 

اسلام دینى است كه بنیان خود را بر اجتماع نهاده است و نیز این معنا را به صراحت اعلام كرده است و در هیچ شأنى از شئون بشرى مساله اجتماع را مهمل نگذاشته، روح اجتماع را به نهایت درجة امكان در كالبد احكام خود دمیده است اولین ندایى كه از بشر برخاست و براى او لین بار بشر را دعوت نمود كه به امر اجتماع اعتنا و اهتمام بورزد، ندایى بود كه شارع اسلام و خاتم انبیاء (علیهماالسلام) سر داد و مردم را دعوت كرد به اینكه آیاتى را كه از ناحیة پروردگارش به منظور سعادت زندگى اجتماعى و پاكى آنان نازل شده، پیروى كنند؛ مانند این آیات كه میفرماید: " و ان هذا صراطی مستقیما فَاتَبِعُوهُ وَ لا تَتَبِعُوا السُبُلَ فَتَفَرَقَ بِكُمْ: و اینكه راه من مستقیم  است  پس مرا پیروى كنید و به دنبال راههاى دیگر مروید كه شما را متّرّق میسازد.(انعام/153) و " و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا": همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و متّرّق مشوید(آلعمران) /103) تا آنجا كه به مساله حّفظ مجتمع از تفرق و انشعاب اشاره نموده است و مىفرماید: "  و لا تکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون باالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون * و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البینات" :

 

باید از شما گروهى باشند كه مردم را به سوی خیر دعوت نموده، امر به معروف و نهى از منكر كنند و ایشان تنها رستگاران هستند و شما مانند آن اقوام مباشید كه فرقه فرقه شدند و بعد از آنكه آیاتى رو شن بر ایشان آمد، بازاختالف كردند( ال عمران/105)

 آیاتى دیگری نیز هست كه به صورت مطلق مردم را به اصل اجتماع اتّحاد و عدم تّرقه دعوت میكند (برای نمونه؛ الحجرات10/ و انفال/46) و در آیات دیگری مانند:( المائده2/ و آل عمران/104) به تشکیل  اجتماعى خاص، یعنى خصوص اجتماع اسلامی بر اساس اتّّفاق و اتّحاد و به دست آوردن منافع و مزایاى معنوى و مادى آن دعوت میكند(رک؛ طباطبائی، 1374، ج 150 :4-148)

علامه طباطبائی نیاز اجتماعی را دلیل روی آوردن انسان به زندگی اجتماعی میداند و چنین مینوسید: "انسان هرگز جز سعادت و كامرانی خویش را در زندگی نمیخواهد و نمیجوید كه البتّه این سعادت جز در سایه تامین کامل همه وسایل زندگی ممکن نیست از طرف دیگر بشر با فهم خدادادی خویش درک می کند که هرگز نمی تواند همه این نیازمندی ها را به تنهایی به دست آورد و آماده سازد و بدین وسیله سعادت دلخواه خویش را تامین نماید زیرا بدیهی است که تحصیل همه احتیاجات از توانایی یك فرد، هرچند نیرومند، بیرون است از این رو، ناچار برای رفع نیازمندیهای خویش با افراد همنوع خود همكاری كرده، به صورت دسته جمعی به تحصیل وسایل حیاتی خود میپردازد(همان، بی تا: 8-7)

 

بنابراین، زندگی اجتماعی عرصة تعاملات جامعه و افراد آن است افراد از محیط اجتماعی خود و جامعه نیز از افراد اثر میپذیرند قرآن كریم مناسبات اجتماعی را در سعادت و كمال انسان ضروری میداند و تكالیف  اصلاحی اجتماعی برای افراد معین میكند و بر انجام آن تأكید میورزد؛ از نظر قرآن، سرنو شت جامعه و افرادمستقل ّ از هم نیست و صالح و فساد آنها با یكدیگر پیوند خورده است.

 

4ـ2 حيات و اصالت جامعه در برابر اصالت فرد

 

علامه طباطبائی درباره هویت و شخصیت مستقل براى اجتماع از دیدگاه اسلام مینویسد: " قرآن كریم غیر از آنچه كه براى افراد هست، وجود، عمر، كتاب، نیز حتّى شعور، فهم، عمل ، اطاعت و معصیت را براى اجتماع قایل مثلاًدربارة كتاب خاصبرای هرامت مىفرماید:" کل امه تدعی الی کتابها: و هر امت به سوى كتاب خود خوانده مى شود(جاثیه/28) دربارة درک و شعور هر امت می فرماید: " زین لکل امه عملها" عمل هر امت را برای آن امت زینت قرار دادیم در نتیجه زشت را زیبا و زیبا را زشت می یابند.(انعام/108)

و درباره عمل بعضی از امت ها فرموده است: " منهم امه مقتصده : گروهیس از آنها معتدل و میانه رو هستند.0(المائده/66)

درباره طاعت امت فرموده است: " امه قائمه یتلون آیات الله امتی است قائم و شب زنده دار که آیات خدا را تلاوت می کنمند.(ال عمران/113)

درباره معصیت امتها فرموده است : " و همت کل امه برسولهم لیاخذوه و جادلوا الباطل و یدحضوا به الحق فاخذناهم فکیف کان عقاب- و هر امتی در پی آن بود که توطئه کند و پیامبرش را بگیرد و آزاد دهد و برای محو حق به مجادله باطل دست زدند اما من آنها را گرفتم و سخت مجازات کردم ببین که مجازات من چگونه بود.(غافر/5)

نیز درباره خلافکاری امت فرموده است: " و لکا امه رسول فاذا جاء رسولهم قضی بینهم بالقسط/-  برای هر امت رسولی است پس همینکه رسول آنان آمد در میان آنها با قسط داوری شد.(یونس/47)

از همین جاست كه میبینم قرآن همان عنایت را كه به سرنوشت اشخاص دارد، به داستان و تاریخ امتها نیز دارد (رک؛ طباطبائی، 1374، ج 153 :4-152)

وی ضمن بیان تأثیرگذاری و تأثییرپذیری فرد و جامعه دربارة تأثیر رفتارهای فردی بر حیات جمعی و برعكس آن مینویسد: «فعل و انّفعال اجتماع شعور در فكر و افعال افراد جامعه تأثییر میگذارد، همچنان كه رفتارهای فردی بر حیات جمعی دارد به همین دلیل است كه اسلام مهمترین احكام و شرایع خود از قبیل حج، جهاد، نماز، انفاق و به طور كلّی، تقواى دینى را بر اساس اجتماع قرار داده است و قواى حكومت اسلامی را حافظ و مراقب تمامى شعایر دینى و حدود آن كرده است و علاوه بر آن، فریضة دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از تمام منكرات را بر عموم واجب نموده است" (همان: 154)

وی متذكّر میشود كه قرآن كریم علاوه بر اصلاح فردی، بر اصلاح اجتماعی نیز تأكید كرده است و در این باره مینویسد: "اسلام صالحیت خود را براى هدایت مردم به سوى سعادت و پاكى حیات ایشان ثابت كرده است ؛ خداوند متعال می فرماید: " هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق -

او كسى است كه رسول خود را با هدایت و آیین حق فرستاد (التّوبه/33) سعادت انسان امری است مركّب از سعادت روح و سعادت جسم و یا به عبارت دیگر، سعادت او در آن است كه از یك سو، از نعمتهاى مادى برخوردار شود و از سوى دیگر، جانش با فضای اخلاقى و معارف حقّة الهیه آراسته گردد در این صورت است كه سعادت دنیا و آخرت انسان ضمانت میشود و اما فرو رفتن در لذائذ مادى و بهكلّى، رها كردن ستعادت روح، چیزى جز بدبختى نمى تواند باشد.

(طباطبائی، 1374، ج 165 :4-162)

5ـ2اولويّت امر به معروف، نهي از منكر و اصلاح امور مردم و جامعه

قرآن كریم به منظور برپایی جامعه های سالم و سرشار از فضایل و تهی از رذایل ، بر نظارت عمومی و همگانی همة افراد جامعه بر رفتار یكدیگر تأكید میكند و میفرماید كه این نظارت با امر به معروف و نهی از منكر محقّق میشود در قرآن كریم، امر به معروف و نهی از منكر مورد تأكید قرارگرفته است و به عنوان دو واجب در میان فروع دین مطرح شده است و وظیّفه ای است كه مسلمانان در برابر یكدیگر در محدودة جامعة اسلامی و برای تضمین سلامت جامعه از زشتیها ایفّا میكند

هدف اصلی رسالت انبیاء تربیت و تزكیة انسانهاست و امر به معروف و نهی از منكر كاركرد مؤثری در تربیت انسان دارد پیامبران و اولیای الهی نیز برای اینكه جامعه را از آفتها و انحرافها پاک نمایند، همواره قوم خود را از منكرات نهی میكردند و آنها را به كارهای پسندیده و حسنه دعوت مینمودند و بدین ترتیب، امر به معروف و نهی از منكر را سرلوحة دعوت خود قرار میدادند

امر به معروف و نهی از منكر یكی از سنتهای مهم  همة ادیان الهی، به ویژه دین مبین اسلام است(األعراف65 /، 80، 81و 85؛ هود50 /، 62 و 84؛ نمل 45 /؛ النبیاء56 / ) و نباید گمان كرد كه این امر فقط در عرصة اصلاح فردی و اخلاقی جریان دارد، بلكه در اصلاح و سامان بخشی عرصهای اجتماعی بسیار  موثراست  البتّه تقدم اصلاح خویش بر اصلاح جامعه، الزاماً تقدم زمانی نیست، بلكه تقدم رُتبی هم هست لذا د ست اندركاران امور جامعه هر اندازه به اصلاح خود پرداخته باشند، توفیق بیشتری را در اصلاح جامعه به دست خواهند آورد و همزمان باید به هر دو مقوله توجه و اهتمام داشته باشندخداوند متعال دربارة ویژگی مؤمنان میفرماید: " التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المومنین

- تو به كن ندگان، عبادت كاران، سپاس گو یان، سیاحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهی كنندگان از منكر و حافظان

حدود (و مرزهاى)الهى، (مؤمنان حقیقىاَند) و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان(لتّوبه/112)

علامه در تفسیر این آیه بیان می دارد كه این جمله مؤمنان را به نیكوترین صّفات آنان تو صیف و میكند مؤمنین به خاطر اینكه از غیر خدا به سوى خدا بازگشتند، تائبان، چون او را میپرستند عابدان، و چون با زبان حمد و سپاس او گویند، حامدان، چون با قدمهاى خود از این معبد به آن معبد میروند، سائحان و به خاطر ركوع و سجود خود راكعان و ساجدان هستند این وضع ایشان در حال انفّراد است، اما و ضع ایشان نسبت به حال اجتماع بدین صورت ا ست كه آنها مانند دیدبانانى هستند كه اجتماع خود را به سوى خیر سوق میدهند؛ یعنى امر به معروف و نهى از منكر نموده،

 

حدود خدایى را حفّظ مى نمایند، نه در حال انّفراد، نه در حال اجتماع، نه در خلوت و نه در ظاهر از آن حدود تجاوز نمیكنند علامه در ادامه مینویسد: "خداوند متعال در این آیه ابتدا اوصاف فردی مؤمنان را ذكر نمود و بعد اوصاف اجتماعی آنها را كه ناشى از ایمان آنان ا ست، بیان نموده ا ست و میفرماید كه مؤمنان با امر به معروف و نهى از منكر اجتماع اصلاحی را به وجود مى آورند"( طباطبائی، 1374، ج9: 540)

علامه طباطبائی در تفسیر آیة 104 سورة آل عمران مینویسد: "امر به معروف و نهى از منكر از لوازم و واجبات اجتماع معتصم به حب اللَّه است" (همان، ج )3: 577)

دین اسلام علاوه بر اینكه قواى حكومت اسلامی را حافظ و مراقب تمام شعایر دینى و حدود آن كرده است و فریضة دعوت به خیر، امر به معروف و نهى از تمام منكرات را بر عموم واجب نموده ا ست، براى حفّظ وحدت اجتماعى هدف مشتركى را كه همان سعادت حقیقى، (نه خیالى) و رسیدن به قرب و منزلت نزد خدا است براى جامعه اعلام نموده است ( رک؛ همان، ج )4:155) دعوت به خیر باعث ثبات و استقرار عقاید حقّه در دلها مى شود و امر به معروف و نهى از منكر موانعى را كه نمیگذارد عقاید حقّه در دلها رسوخ كند، از سر راه بر میدارد ( رک؛ همان: 203) بنابراین خداى، سبحان امر به معروف و نهى از منكر را یكى از مشخّصات روحى اسلام، بلكه یكى از پایه هایى نامیده كه دین خود را بر اساس آن بنا نهاده و استوار ساخته است (رک؛ همان، ج6: 242)

 

3ـ ويژگيهاي گرايش اجتماعي درتفسير الميزان

تفسیر المیزان به عنوان یكی از بارزترین تّفسیر معا صر با گرایش اجتماعی است كه برخی از ویژگیهای آن به شرح ذیل است (رک؛ همان: 15-25)


1ـ3 عقلگرايي در تفسير الميزان

 عقل گرایی یكی از ویژگیهای تّفسیر با گرایش اجتماعی است دكتر ذهبی ضمن اشاره به گرایش اجتماعی در تّفسیر، امتیازهایی را برای آن برمیشمرد و اشكال آن را آزادی زیاد عقل در تّفسیر میداند كه برخی حقایق شرعی را به صورت مجاز یا تمثیل ارایه میكند و به سوی روش معتزله پیش میرود(رک؛ ذهبی، 1424قم، ج 2: 447و401)  این در حالی است كه محمدهادی معرفت، گسترش عقل گرایی در این گرایش را از امتیازات آن میداند كه جلوی روایات ضعی و جعلی را در تفسیر می گیرد.( رک ؛ معرفت، 1418ق، ج2: 453) با توجه به اینکه عقل گرایی یکی از مشخصه های بارز تفاسیر معاصر با گرایش اجتماعی است لذا علامه طباطبایی نیز تبحر کم نظیری در تفکر عقلی داشتند  لذا هر آیة مورد بحث را وری تفسیر  مینمودند كه اگر در بین مبادى بین یا مبین عقلى دلیل یا تأییدى وجود داشت، از آن در خصوص معارف عقلى و نه احكام تعبدى به عنوان استدلال یا استمداد بهره بردارى شود.

ارزش گذاری مصلحان اجتماعی به عقل سبب شد تا در فهم قران نقش مهمی را به عقل واگذار کنند و همچنین برداشت آنان ار قران در جستجوی پاسخگویی به نیازهای مردم و اصلاح امور جامعه اسلامی بود و رنگ اجتماعی داشت بگونه ای که حتی از آیات به طاهر حتّی از آیات به ظاهر اخلاقی، تاریخی، عبادی، مسائل اجتماعی را استنباط میكردند آمیختگی این دو ویژگی كه محصول دو اصل مهم اندیشة اصلاحی، یعنی عقل گرایی و جامعه نگری بود، موجب پدید آمدن مكتب عقلی اجتماعی در تفسیر شد و پیروان بریاری یافتم

تفسیر عقلی در هر زمانی ممكن است جهت گیریها و گرایشهای خاصی

داشته باشد گاهی این گرایایش ها در پاسخگویی به شبهات و یا طرح مباحث كلامی ، سیاسی و حركتهای آزادی بخش و ضد  استبدادی است و گاهی تّفسیر عقلی به صورت طرح مباحث عرفانی، اشاری و یا علمی،

اجتماعی و فرهنگی عصر مفسر است.

علامه طباطبائى معتقد است آیات قرآن با تأكید تمام، به تدبر،تعمق و كوشا در معرفت خدا و آیات الهى به وسیلة تّفكّرتذكّر،، نظر و استدلالهای عقلى دعوت میكند و روایات متواتر معنوى نیز در همین معنى آمده است معنى ندارد به مقدمهاى كه نتیجهاى را در پى دارد امر، شود، اما خود نتیجة ممنوع با شد لذادعوت به تذكّر وتّفكّر، براى معرفت و شناخت و دستیابى به حقیقت است، نه براى چیز دیگر (رک؛ طباطبائی، 1417قم، ج 8: 153)

 

2ـ3 علمگرايي در تفسير الميزان

از ویژگیهای تفاسیر معاصر با گرایش اجتماعی، علم گرایی است بنابراین، از آنجاكه علامه طباطبائی آشنایى كامل نسبت به مبادى برهان و شرایط

مقدمات آن داشتند، در تفسیر آیات قرآن كریم هیچ گاه براى فرضیة علمى، ارج برهانى قایل نبودند واز استناد به هر گونه فرضیة غیرمبرهن در تفسیر آیه پرهیز مینمودند و پی شرفت علوم و صنایع را سند صحت آن فرضیه نمیدانستند و همواره خطر احتمال تبدل آن فرضیه را به فرضیة دیگر در نظر داشتند و میفرمودند البته را كه قرآن كریم است، نمیتوان به متغیر كه فرضیه هاى زودگذر علمى است، تّفسیر نمود و یا بر آن تطبیق داد (رک؛ همان، 1374: 22) در تّفسیر المیزان علاوه بر تفسیر اجمالی و فشردة آیات،

گاهی مباحث علمی، اجتماعی، تاریخی، فلسفی بحث های بسیار عمیق و مهمی را كه به مناسبتی با بعضی از آیات تناسب دارد، آورده است (رک؛ كالنتری، 1377: 10) به عنوان نمونه در سورة مائده از آیة 27 به بعد

داستان دو فرزند حضرت آدم (ع) نقل شده است و جریان به كشته شدن یكی از آن دو به دست دیگری منتهی میشود خداوند متعال در آیة 31 بیان میكند كه فرزند آدم چگونه از دیدن یك كلاغ كه زمین را میكاوید، به این نكته پی برد كه باید جسد را دفن كندعلامه طباطبائی در ذیل این آیه یك بحث علمی پیرامون "معناى احرتتاس و اندیشتتیدن" را آورده و میگوید: "علم، هدایت است و هر هدایتى از ناحیة خدا ست پس تمام علوم به تعالیم الهى است" (طباطبائی، 1417قم، ج 5: 306)

همچنین وی در ذی آیة 213 سورة بقره مباحث علمی مفصلی از جمله دربارة آغاز پیدایش انسان، تركیب یافتن انسان از تن و روان، ادراک واقعی انسان و ارتباط او با جهان، علوم عملی انسان، اینكه انسان موجودات دیگر را به سود خود استخدام میكند، انسان طبعاً مدنی ا ست، پدید آمدن اختلاف در میان انسانها، رفع اختلاف  به وسیلة دین، زندگی انسان بعد از دنیا، را بیان كرده است (رک؛ كلانتری، 1377: 11)

 

4ـ آگاهي مؤلّف از مسائل اجتماعي و تحوّالت آن

هدف اصلی مفسرانی كه قرآن را از بُعد اجتماعی هم تّفسیركرده اند، بازگشت به آموزهای قرآن و آوردن این كتاب به متن زندگی مردم است بینش مفسران  اجتماعی ارایة یك نظام دینی است كه حركت، سازندگی مسئولیت در جامعه را القا كند (رک؛ ایازی، 1384،ج34: 76و74)

علامه طباطبائی نیز ضمن آگاهی نسبت به مسائل و نیازهای جامعه در صدد ارایة راه حل آنها از قرآن كریم است وی با چنین دركی از جامعه در ترسیم وضعیت حوزههای علمیه چنین میگوید: "وقتی به قم آمدم، مطالعه ای در وضع تحصیلی حوزه كردم و یك فكری دربارة نیاز جامعة اسلامی، بین آن نیاز و آنچه موجود بود، چندان تناسبی ندیدم جامعة ما احتیاج داشت كه به عنوان جامعة اسلامی، قرآن را درست بشناسد و از گنجینه های علوم این كتاب عظیم الهی بهره برداری كند، ولی در حوزههای علمیه حتّی یك درس رسمی تّفسیر قرآن وجود نداشتم جامعة ما برای اینكه بتواند عقاید خودش را در مقابل عقاید دیگران عرضه كند و از آنها دفاع نماید، به قدرت استدلال عقلی احتیاج داشت میبایست  درسهایی در حوزه وجود داشته باشد تاقدرت  تعقّل و استدلال دانشجویان را بالا ببرد چنین درسهایی در حوزه تدریس نمیشد روحانیت به عنوان قشری از جامعه كه عهده دار رهبری معنوی مردم است، باید آراسته به فضای اخلاقی و آشنا به رموز معنوی باشد چنین تعلیم و تربیت معنوی و اخلاقی هم وجود نداشت.

( یادنامة علامه طباطبائی(ره)، 1363،ج1 : 196)

از دیگر ویژگیهای علامه طباطبائی به موارد زیر میتوان اشاره نمود كه عبارتند از: علامه طباطبائی مسائل  احكام اسلام و فقه را تنها از زاویة احكام فردی نمیبیند وی ضمن درک نیازها و مشكالتی كه گریبان گیر جامعه ا ست، به دنبال ارایة راه حل های برگرفته از آیات قرآن كریم است ایشان تلاش نموده تا آیات قرآن را بر زندگی و نیز اوضاع و احوال و نیازهای عصر جدید مردم تطبیق نماید  هم  و غم  وی ایجاد ارتباط میان آیات الهی و موقعیت اجتماعی و تمدن و تحوالت روز استتت (رک؛ ایازی1381، ج 34: 74 و 76)  توجه به دیدگاههای قرآن دربارة روابط اجتماعی مسلمانان با هم با گّفتارى پیرامون مرابطه در جامعة اسلامی(رک؛ طباطبائی، 1417ق، ج4: 133 و 91) توجه به مسالة وحدت و همبستگی امت اسلامی (رک؛ همان، ج3: 372 و 369) و اهتمام نسبت به مساله ارتباط  مسلمانان با ملل  دیگر و اصل ف سبیل  در سیاست خارجی اسلامی(رک؛ همان،  ج5: 116)

 

نتيجه گيري

درحالیکه كه مفسران متقدم تلاش میكردند تا با تفسیر رهنمودهای اخلاقی فردی قرآن كریم رسالت خود را انجام دهند، با مطالعه  و بررسی تفسیر اجتماعی كه كتاب ارزشمند المیزان فی تفسیر القرآن از جملة آنهاست، بدین نتیجه میرسیم كه بهره مندی از آموزههای قرآن در سراسر زندگی مردم در ابعاد مختلف و فردی و اجتماعی، از اهداف اصلی مّفسرانی است كه قرآن را از بُعد اجتماعی تّفسیر كرده اند

علامه طباطبائی ضمن تفسیر آیات قرآن كریم، حركت، سازندگی و  مسئولیت پذیری را در جامعه مورد تأكید قرار داده است و به این نكته اشاره می نمایند كه قرآن هدف رسالت خود را برقراری قسط و عدالت و ایجاد نظام اسلامی، اصلاح طلبی، تلاش، مبارزه و دفاع از مسلمان معرّفی میكند با بررسیهای به عمل آمده به این نتیجه میرسیم كه علامه  طباطبائی مانند دیگر مفسرانی كه با گرایش اجتماعی به تفسیر آیات قرآن كریم پرداخته اند، نسبت به تفسیر آیاتی از قرآن كه مسائل اجتماعی را بیان میكنند، توجه و اهتمام داشته است و ضمن آگاهی از مشکلات مسلمانان و تطبیق آیات قرآن بر زندگی مردم، به دنبال ارایة راهكارهایی برای درمان مشكلات اجتماعی است وی به آموزه های تربیتی و ارشادی قرآن نیز توجه داشته است متذكّر میشود كه وجود سنّتهای تاریخی و اجتماعی در قرآن و توجه به آنها موجب هدایت و تربیت انسان می شود ایشان علاوه بر پاسخ گویی به شبهات و اشكالهایی كه مخالفّان نسبت به اسلام و قرآن مطرح كرده اند، بیان مینمایند كه اسلام دین عقل ، قانون و مصدر خیر ، بركت و اصلاح جامعه است.

از جمله اهداف علامه طباطبائی مانند هر مّفسر اجتماعی دیگری، بازگشت آموزههای قرآن به متن زندگی مردم است وی بر این باور است كه قرآن كتاب هدایت و زندگی است و در این هدایت شایسته است كه تفسیر به سمت و سوی نزدیك كردن قرآن با واقعیتها و عینیت بخشیدن به مّفاهیم هدایتی و اصلاحی آن در ابعاد مختلف  پیش برود از همین روی، تكیه بر پیوند قرآن با واقعی تهای محروس زندگی بشرمورد اهتمام و توجه علامه طباطبائی(ره) میباشد.

 

 

منابع و ماخذ

قرآن كريم (1373) ترجمة ناصر مكارم شیرازی چاپ دوم قم: دار القرآن الكریم دفتر ملالعات تاریخ و معارف اسلامی

 

ابن فارس، ابوالحسین احمد (1404ق) معجم مقاييس اللّغهم تصحیح و تعلیق عبدالسلام محمد هارون قم حوزةعلمیة قم؛ مكتب الاعلام الاسلامی

 

ابن منظور، ابی الفضل جمال الدین محمد (1408ق)لســان العربتعلیقم و تهیة فهارس علی شیری الطبعة الولی بیروت: دار اإلحیاء التراث العربی

 

اوسی، علی(1405ق) روشعلامه  در الميزان ترجمة سید محمد حسین میر جلیلی تهران: انتشارات سازمان تبلیغات ااسلامی

 

--------------------- م (1405ق)الطباطبائي و منهجه في تفسير الميزانم طهران: منظمة األعالم اسلامی، معاونیّة الرئاسة للعالقات الدولیّة

 

-ایازی، سید محمد علی (1414ق) المفسرون؛ حياتهم و منهجهمچاپ اول تهران: مؤسسه چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

-----------------------(1381) "اندیشههای اجتماعی در تفسیر المیزان" فصلنامةبيّنات شمارة 34

-بستانی ، فؤاد افرامم (1370)فرهنگ ابجدى تهران: انتشارت اسلامی

-جوهرى، اسماعیل بن حماد (1985م)صحاح الجوهري تحقیق احمد عبدالغّفورعطار بیروت:

 

امیریم

خرّمشاهی، بهاءالد ینم 991!(مم(مالتّفسير و التّفاسير الحديثهم تعریب عصام حرنم الطبعة األولیم بیروت: دار الروضةللطّباعة والنّشر و التّوزیعم

 

ذهبی، محم د حرینم 1961(مم(مالتّفسيرو المفسّرون. القاهره: دار الكتب الحدیثهم راغب اصّهانی،حرین بن محم دم )1362(م المفردات في غريب الفاظ القرآن الكريمم چاپ دومم

 

تهران: انتشارات كتابفروشی مرتضویم رضتتایی اصتتّهانی، محم دعلیم )1385(م منطق تف سير قرآن :2 روشها و گرايشهاي تف سير

 

قرآنم چاپ دومم قم: مركز جهانی علوم اسالمیم رومی، فهد بن ستتتلیمانم 1418(قم(ماتّجاهات التّفســير في القرن الرابع عشــرم الطبعة الثالثةم

 

بیروت:مؤسّسة الرّسالة.

 

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت م 1422(قم(مبحوث في أصول التّفسير و مناهجهم الطبعة السادسة

ریاض: مکتبة التوبةم

 

زبیدیمحم، د مرتضیم 1414(قم(م تاج العروسِمن جواهر القاموسم دراسة و تحقیق علی شیریم

 

بیروت: دار الّكرم زرقانی، محم د عبدالعظیمم 1417(قم(م مناهل العرفان في علوم القرآنم حقّقه و اعتنی به فواز

 

احمد زمرلیم بیروت: دار الكتاب العربیم زركشی، بدرالد ینم 1410(قم(م البرهان في علوم القرآنم بیروت: دارالمعرفهم

 

زمامة، عبدالقادرم 1417(قم(م معجم تفا سير القرآن الكريمم من شوراتالمنظمّة اإل سالمیّة للتّربیة و

 

العلوم والثّقافة الیرریكوم ستتتیوطی، جاللالد ینم )1373(م االتقان في علوم القرآنم تحقیقمحم د ابوالّضتتت ابراهیمم قم:

شّالریو الرضیم

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتت م )1363(م االتقان في علوم القرآنم ترجمةسی د مهدی حائری قزوینیم تهران: انتشارات امیركبیرم

 

طباطبائی، سی دمحم دحرینم )بیتا(م الوم اسالم و اجتماعم قم: انتشارات پیام اسالمم

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت م )بیتا(م بم فرازهايي از اسالمم تنظیمسی د مهدی آیتاللّهیم قم: انتشارات جهان آرام

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت م )1374(م الميزان في تفسير القرآنم ترجمةسی

دمحم دباقر

موسوی همدانیم چاپ پنجمم قم: دفتر انتشارات اسالمى جامعةمدر سین حوزةعلمی

ة قمم

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت م 1417(قم(م الميزان في تفسير القرآنم چاپ پنجمم قم: دفتر انتشارات اسالمى جامعةمدر سین حوزةعلمی ة قمم

 

طبرسی، فض بن حرنم 1426(قم(م مجمع البيان في تفسير القرآن و الفرقانم تهران: سازمان اوقاف و امور خیری ه، انتشارات اسوهم

 

علوی مهر، حرینم )1381(م روشها و گرايشهاي تفسيريمچاپ او لم تهران: انتشارات اسوهم فیروزآبادىمحم، د بن یعقوبم 1426(قم(م قاموس المحيطم بیروت، المسّؤسةالرّسالة.

 

قرشی، علیاكبرم )1367(م قاموس قرآنم تهران: دار الكتاب اإلالمیس هم كالنتری، الیاسم )1377(م راهنما و فهرست تفسير الميزانم چاپ چهارمم تهران: انتشارات شركت

 

سهامی انتشارم گلدزیهر، ایگناسم )1383(م گرايشهاي تفســيري در ميان مســلمانانم ترجمةستتتی د ناصتتتر

طباطبائیم تهران: انتشارات ققنوسم يادنامةعالّمه طباطبائي)ره(م )1363(م تهران: انجمن اسالمیحكمت و فلرّة ایرانم

 

مله ری، مرتضیم )1362(م حقّ و باطل به ضميمة احيايتفكّر اسالميم تهران: صدرام معرفت، محم دهادیم 1418(قم(مالتّفسير و المفسّرون في ثوبة القشيبم مشهد: الجامعةالرّضويّة

 

للعلوم اإلسالمیّةم

 

تتتتتتتتتتتتتتتتتتت م )1380(متفسير و مفسّرانم ترجمةعلی خیا م چاپ او لم قم: انتشارات مؤس رةفرهنگی التّمهیدم

 

معلوف، لویسم 1992(مم(م المنجدفي اللّغه.الطّبعة الثّالثة ولثّاالاونم بیروت: دار المشرقم مهدویراد،محم دعلیم «جایگاه المیزان در میان تّا سیر»من شريّة كيهان فرهنگيم سال ش شمم

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12