علامه طباطبایی
سه شنبه - 2017 اکتبر 17 - 27 محرم 1439 - 25 مهر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 203984
تاریخ انتشار : 15 اسفند 1395 6:12
تعداد مشاهدات : 278

اعتباریات اجتماعی و نتایج معرفتی آن؛ بازخوانی دیدگاه علامه طباطبائی1

نظریة «اعتباریات»، یک ابداع نظری و ابتکاری معرفت شناسانه است که با رویکرد روانشناسی - معرفت شناختی تدوین شده است. علامه طباطبائی اعتباریات را افکار عملی و اجتماعی انسان بر می شمارد که آدمی به کمک عوامل احساسی می کوشد تا میان دو جهان حقیقی، وساطت بر قرار سازد.

قاسم پورحسن



چکیده

نظریة «اعتباریات»، یک ابداع نظری و ابتکاری معرفت شناسانه است که با رویکرد روانشناسی - معرفت شناختی تدوین شده است. علامه طباطبائی اعتباریات را افکار عملی و اجتماعی انسان بر می شمارد که آدمی به کمک عوامل احساسی می کوشد تا میان دو جهان حقیقی، وساطت بر قرار سازد. علامه طباطبائی به مثابه طرحی بدیع، نظریة اعتبارات را تدوین کرد. ادراکات اعتباری در افتراقی از ادراکات حقیقی، بخشی ازنظام معرفتی است که تا پیش از علامه در فلسفةاسلامی پیشینه ای ندارد. گرچه فیلسوفان اسلامی از اعتباریات بالمعنی الاعم (معقولات ثانیه) سخن گفته اند، اما اعتباریات بالمعنی الاخص (یا اعتباریات اجتماعی) از ابتکارات بدیع علامه طباطبائی محسوب می شود.

اعتباریات که در آثار مختلف علامه به ویژه در المیزان، اصول فلسفه، برهان، رسالة اعتباریات مطرح شد، عمدتا ناظر به ساحات اجتماعی و عملی است، اما در عین حال بخش مهمی از معرفت شناسی است. علامه در مقاله های سوم تا پنجم اصول فلسفه از ادراکات حقیقی و در مقالة ششم از ادراکات اعتباری سخن به میان آورده است. اعتباریات نه همچون ادراکات حقیقی رابطه توالدی و استنتاجی دارند و نه برهانی اند. اساس طرح اعتباریات، نظریه «انسان شناسی» علامه طباطیایی است. این نظریه هم می تواند به شناخت صحیح از انسان، نیازها و پرسش ها و نیز غایات و اهداف او کمک کند و هم اسباب شکل گیری نظامات جمعی و زندگی اجتماعی، بنیان های حقوق و اخلاق جمعی را شرح دهد. نتایج معرفتی اعتباریات را هم می توان در مسألة ملک و حکومت اجتماعی ملاحظه کرد که قدرت سیاسی را امری انسانی بر می شمارد و هم در کشمکش های امروزین علوم انسانی دید. اعتباریات، قلمروی روشن از درک مناسبات و روابط اجتماعی انسان، نیازهای اساسی آدمی، اهداف و اغراض او در حرکت استکمالی و بالأخره چارچوبی نیرومند از نظریه پردازی در علوم انسانی، اخلاق و قدرت سیاسی عرضه می کند. در نوشتار حاضر در صددیم تا وجوه ابداعات علامه در اعتباریات را بررسی کرده و نتایج و پیامدهای معرفتی آن را مورد توجه قرار دهیم.


عنوان مقاله [English]

Social Contingents and its Noetic Outcomes: A Recitation of Allameh Tabataba’i’s Viewpoint

چکیده [English]

The theory of Contingents is a theoretical innovation and epistemological initiative which has been created with a psycho-epistemological approach. Allameh Tabataba’i considers Contingents as human’s practical and social thoughts which humankind, through utilizing emotional elements, tries to strike a balance between two actual worlds.

Allameh Tabataba’i, as a novel design, has created the theory of Contingents. Contingent perceptions in a dissociation from substantive perceptions, is part of the noetic system which did not exist in Islamic philosophy before Allameh Tabataba’i. Although Islamic philosophers have mentioned and talked about Contingents in the general sense of the word (or secondary con), Contingents in a specific sense (or social Contingents) are the initiatives of Allameh Tabataba’i.

Contingents, which have been mentioned in Allameh Tabataba’i’s works, especially in Tafsir al-Mizan, Principles of Philosophy, Logic, and Treatise on Contingents, is mostly concerned with practical and social aspects, though is an important part of epistemology. Allameh Tabataba’i has talked about substantive perceptions in the third to fifth articles in the Principles of Philosophy.

and has mentioned contingent perceptions in the sixth. Contingents, unlike substantive perceptions, have a reproductive, inductive relationship rather than a demonstrative one.

The basis of contingents is the Allameh Tabataba’i’s theory of anthr opology . This theory can help in reaching a proper understanding of humankind , its needs,questions , ends and goals , as well as describing the means to reach collective systems and social life,the foundation of rights and collective ethics.The noetic outcomes of contingents can also be seen in the topic of estate and social government , which considers political power as a human subject,as well as in the challenges of modern humanities.

Contingents provides a vivid realm of understanding human social relations, basic human needs, its goals and intentions in a developmental progress, and finally a powerful framework of theorizing in the humanities, ethics, political power. In the present article, the writers aim to study the aspects of Allameh Tabataba’i’s initiatives in the subject of contingents and understand its noetic outcomes.

کلیدواژه ها [English]

Tabataba’i, contingent perceptions, Substantive, noetic system, estate, humanities

اصل مقاله

1.1.  مقدمه

از زمانیکه علامه طباطبائی نظریة ادراکات اعتباری را در آغاز دهة سی طرح کرد، تاکنون خوانشی مطلوب و شرحی سزاوار پیدا نکرد. برخی آن را واکنشی در مقابل جریان های چپ دهة بیست و دهة سی تلقی و تصور کردند. علامه کوشید تا با تفکیک دو نوع ادراکات، نشان دهد که تمامی ادراکات آدمی از یک سنخ نبوده و هر کدام واجد خصلت های ویژه ای است. تغییر و دگرگونی در ادراکات حقیقی که دائمی و ضروری اند با توجه به امکان دستیابی به معرفت یقینی راه پیدا نمی کند؛ بلکه تغییر ویژگی خاص ادراکات اعتباری است. گروهی دیگر بر این تلقی شدند که علامه درصدد طرح اعتباریات به معنی عام و وسیع آن است. این نوع از اعتباریات که با فارابی در الحروف آغاز شده (و البته برخی به نادرست آن را به سهروردی نسبت داده اند)، تأثیر نیرومندی در مفاهیم سازی سنت فلسفةاسلامی داشته و علامه پس از طرح ادراکات حقیقی در سه مقالة سوم و چهارم و پنجم می کوشد تا آن را درمقالة ششم تبیین نماید.

حقیقت آن است که طرح اعتباریات ازسوی علامه، یک ابداع تئوریک و ابتکاری معرفت شناسانه است که با رویکرد روانشناسی- معرفت شناختی تدوین شده است. این دیدگاه آنچنان تأثیر ژرف بر حوزه های انسان شناسی، جامعه شناسی، حقوق، علم اخلاق، قدرت سیاسی و نظام حکومتی و بالأخره ماجرای بی فرجام علوم انسانی در ایران خواهد داشت که بسیاری از تلقی ها و بنیادها را در معرض دگرگونی قرار می دهد. بدون فهم صحیح مفاهیم، رویکرد و روش بحث و پایه های اساسی آن و نیز تقسیمات بی بدیلی که علامه عرضه می کند، نمی توان از اهمیت و جایگاه این بحث آگاهی پیدا کرد. بدین منظور باید روش دقیق و صحیح علمی را در این تحقیق به درستی رعایت کرد تا نتایج مورد انتظار را روشمندانه استخراج نمود.

1.2. ایضاح مفهومی اعتباریات

سه تلقی اشتباه در باب اعتباریات صورت پذیرفته است: تلقی اول بر ذهنی بودن محض اعتباریات تأکید دارد. طبق این دیدگاه، اعتباریات صرفا مفاهیمی ناواقع و تهی لحاظ می شوند که نسبتی با واقعیات خارجی و عینی ندارند. در تلقی دوم اعتباریات را مساوق معقول ثانی (اعم از منطقی یا فلسفی) اخذ کرده و آن را در ذیل اعتباریات بالمعنی الاعم قرار دادند. تلقی سوم آن است که اعتباریات مفروضات و انتزاعات ذهنی است، اما نسبتی با واقع دارد لیکن این نسبت حقیقی نبوده و بیشتر جنبه فرضی و اعتباری دارد. این نسبت نمی تواند سبب مؤثریت و مدخلیت اعتباریات در حقایق عینی گردد.

هیچکدام از سه تلقی مزبور توجه شایسته ای به دغدغة اصلی علامه طباطبائی در طرح اعتباریات نداشتند. علامه تأکید دارد که اعتباریات گرچه فرض ذهنی اند، اما روی حقیقتی استوار هستند. این معانی در عین حال که غیرواقعی هستند، ولی آثار واقعیه دارند، پس این معانی هیچگاه لغو نخواهد بود (طباطبائی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، بی تاa، صص288-2877).

علامه اعتباریات را همان افکار آدمی اما افکار عملی و اجتماعی انسان بر می شمارد، یعنی آدمی به کمک عوامل احساسی می کوشد تا میان دو جهان حقیقی وساطت بر قرار سازد، «نیاز به علم» متعلق به جهان حقیقی است. «حصول علم» جهان دوم حقیقی است. صرف این نیاز زیستی و طبیعی کافی نیست که آدمی آن را حاصل کند. تا انسان «باید و ضرورت» و نیز «خواستن و ارزش نهادن» آن را اعتبار نکند، در پی کسب دانش نخواهد رفت. پس «باید، خواستن و ارزش» اعتباریاتی است که مودی به عمل و کنش آدمی شده و او را وا می دارد تا دانش را به دست آورد. از این رو آدمی حد چیزی را به چیز دیگری اعطا می کند تا آثار مترتب بر آن را که نسبت نیرومندی با عوامل احساس درونی دارد، انتظار داشته باشد (همان، ص286). علامه اعتباریات را افکاری بر می شمارد که منشأ اراده و عمل در انسان می شود و ارزش و اهمیت آنها به مرحلة کنش آدمی باز می گردد. البته این افکار، واسطة بی بدیل در دستیابی به اغراض و اهداف حیات می باشند:

«ادراک های اعتباری، ادراک هایی هستند که بخواهیم به کارش برده و آنها را واسطه و وسیلة به دست آوردن کمال و مزایای زندگی خود قرار دهیم. هیچ فعلی از افعال، خالی از این ادراکات نیست (طباطبائی، ترجمه و تفسیر المیزان، ج3، 1375 و ج2، ص174).

چنین به نظر می رسد که اعتباریات را باید جزء استعارات بدانیم. استعاره نوعی تمثیل است و در ذیل تشبیهات قرار می گیرد. حال اینکه استعاره از شئون الفاظ باشد یا معانی، اختلاف نظر وجود دارد.

اگر از شئون الفاظ باشد بدین معنی است که تنها لفظی را به جای لفظی دیگر به دلیل مشابهت بین دو چیز به کار بردیم، اما اگر همچون برخی ادبا نظیر "سکاکی"، استعاره را از شئوون معانی بدانیم؛ در آن صورت صرفا با جایگزینی الفاظ روبرو نیستیم؛ بلکه استعاره عملی نفسانی و ذهنی خواهد بود. علامه تصریح می کند که اعتباریات ساخته ذهن هستند، اما ذهن یکباره و بدون توجه به واقعیات حقایق هیچگاه نمی تواند از جانب خود مفهومی را بسازد پس اعتباریات باید مبتنی بر خارج باشند و باحقایق خارجی نسبتی داشته باشند، روند شکلگیری اعتباریات دلالت بر این دارد که با لحاظ واقع و نگریستن در حقایق است که ذهن می تواند معانی و مفاهیمی را شکل دهد، مفاهیمی که بدون آن حیات عملی و اجتماعی انسان ناممکن خواهد بود (طباطبائی،  انسان از آغاز تا انجام، 1369، صص42-43).

حقیقت آن است که سازوکار کنش آدمی، طبق آراء علامه بر اعتبار استوار است. این گونه نیست که تنها زندگی اجتماعی انسان بدون اعتباریات ناممکن باشد؛ بلکه هر شخصی در حرکت به سوی کمال و برآوردن نیازهای بنیادین چاره ای جز روی آوردن به ادراکات اعتباری ندارد. بدون اعتباریات، هیچ عمل مختارانه ای از انسان سر نخواهد زد (طباطبائی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، 1367، ج2، 181). اعتباریات از آنجایی که با سیر کمالی انسان در پیوند است موجب می شود که آدمی از طبع اولیه به سوی طبع ثانویه خود حرکت کند. پس اعتباریات بسان یک واسطه خواهد بود، واسطه ای که آدمی بر حسب ساختمان وجودیش برای رسیدن به حیات اجتماعی، ناگزیر از آن است (طباطبائی،المیزان، 1375، ج2، ص198). علامه در مجموعه رسائل سبعه تعریف خوبی از اعتباریات به دست می دهد. وی می نویسد: «اعتبار بدان معنی  است که حد یا حکم چیزی را به چیز دیگری ببخشیم و امر دوم را همچون امر اول از حیث معنا دانسته و به کار بگیریم. این اعتبارسازی با وهم و ذهن آدمی انجام می شود. اعتبار میان دو جهان حقیقی است. جهان حقیقی نخست همان نیاز زیستی است مانند نیاز به آب و جهان حقیقی دوم یک اثر حقیقی است مانند نوشیدن آب. بدون وساطت اعتبار ممکن نیست که نوشیدن آب صورت پذیرد. همین مثال را می توان دربارة مالکیت و ریاست آورد. ریاست، اعتباری است اما اثر حقیقی به نام فرمان دادن دارد، همانطور که مالکیت به رغم اعتباری بودن اثر حقیقی به نام سلطه و تصرف دارد (طباطبائی،  مجموعه رسائل سبعه، 1428، صص347-349).

   علامه ادراکات اعتباری را تصدیقاتی بر می شمارد که می تواند صادق یا کاذب باشد، اگر اعتباری با اهداف و اغراض مورد نظر سازگار باشد و بتواند ما را به مقاصد برساند، صادق یا صحیح و در غیر این صورت کاذب است. این صدق و کذب البته به معنای مطابقت با واقع نیست؛ بلکه به معنای «لغویت و عدم لغویت» است، (1)بنابراین، اعتباریات بدون معیار و مقیاس نیستند. علامه دو معیار دربارة اعتباریات ذکر می کند:الف) لغویت و عدم لغویت؛ ب) جدلی بودن استدلال در اعتباریات.

طبق معیار نخست، اعتباریات براساس نیاز انسان برای دستیابی به اغراض و غایاتی ساخته می شوند. هر چیزی که ما را بهتر به اهدافمان برساند، اعتبار می کنیم. اعتباریات متناسب با اهداف را پذیرفتن و ناسازگار با آن را لغو می دانیم. از آنجایی که اعتباریات از مشهوراتند و در اعتباریات می کوشیم تا با توجه به هدف و غایت، استدلال نماییم، بنابراین هر امری را که سازگار با اهدافمان باشد، ارزشمند دانسته و در غیر این صورت آن را رها می کنیم. جدل نیز با توجه به هدف شکل می گیرد، بنابراین مبتنی بر تسالم است. اعتباریات بر تسالم بر اغراض استوار است.

علامه سه ساحت را برای آدمی لحاظ می کند:

الف) آگاهی و ادراک؛

ب)استخدام و تسخیر اشیاء و امور؛

ج) اعتبارسازی

انسان به کمک ساختن اعتباریات است که می تواند دست به استخدام اشیاء برای اغراض خود بزند. ادراکات اعتباری ساخته شدة انسان است نه اینکه در خارج وجود داشته باشد، اما سبب تصرف او در جهان و زندگی می شود. به کمک اعتباریات است که انسان می تواند رابطة استخدام و تسخیری با امور داشته و برای حرکت استکمالی خود آنها را به کار بندد (طباطبائی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، 1367، ج2، 221). اعتباریات هم مولود نیاز فرد و هم اجتماع بشری است. این مفاهیم بر حقایق و جهان خارج مبتنی بوده و دارای آثار واقعی اند. از آنجایی که نیازها و احساسات درونی انسان ها، موجب ساختن اعتباریات می شود، با تغییر آنها اعتباریات نیز دگرگون می شوند. تغییر شرایط، زمان، تحولات محیطی و نیازها موجب تغییر در اعتباریات می شوند.

1.3. گونه شناسی اعتباریات

علامه بحث اعتباریات را در آثار مختلف خود همچون اصول فلسفه و روش رئالیسم (مقاله6)،

 الاعتباریات، تفسیرالمیزان، نهایةالحکمة، رساله انسان فی الدنیا، حاشیه بر کفایة و مجموعه رسائل سبعه مورد توجه قرار داد. گاهی تنها به تقسیم اعتباریات به اعتباریات قبل الاجتماع و بعدالاجتماع می پردازد و اقسام هر یکی را برشمرده و شرح می دهد. گاهی اعتباریات را به دو نوع اعم و اخص تقسیم کرده و قسم دوم را اعتباریات اجتماعی می داند و بالأخره گاهی آن را به عمومی و غیرعمومی دسته بندی نموده و دستة اول را ثابت و دسته دوم را متغیر تلقی می کند. در اصول فلسفه تقسیم بندی جامعی ذکر می شود که در گونه شناسی اعتباریات این تقسیم بندی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ابتدا علامه اعتباریات را دو دسته می کند:

الف) اعتباریات بالمعنی الاعم که همان معقولات ثانیه است؛

ب) اعتباریات بالمعنی الاخص که مقسم ادراکات اعتباری می باشد.

علامه تصریح دارد نباید میان این دو خلط کرد. دستة اول همان است که از ابتدا از جانب فلاسفة اسلامی در باب مفاهیم ماهوی و غیرماهوی طرح شد، اما قسم دوم، به این اثر اختصاص داشته و سابقه ای میان متفکران ندارد. علامه این دسته را مبنای بحث از اعتباریات می داند.

در مرحلة دوم اعتباریات بالمعنی الاخص را که گاهی از آن تعبیر به اعتباریات عملی می کند، در دو قسم عمومی (ثابت) و فردی (متغیر) جای می نهد. خود اعتباریات عمومی در طبقه بندی به دو طبقه و گونة پیش از اجتماع و بعد از اجتماع تقسیم می شوند. «ضرورت و وجوب»، «حسن و قبح»، «استخدام و اجتماع»، «پیروی از علم» و «اصل ساده ترین» از اقسام طبقة نخست می باشد که اصل استخدام و اجتماع مهمترین قسم تلقی می شود. مالکیت و ملک (به ضم میم)، کلام- سخن، ریاست و امر و نهی از اقسام بعد از اجتماع است و علامه بیشترین نوآوری را در ذیل ملک و ریاست طرح می کند. (طباطبائی، اصول فلسفهو روش رئالیسم، مقالة ششم، بی تا، صص333-335) پیش از آنکه اقسام اعتباریات را مورد بررسی قرار دهیم باید به چند نکتة اساسی در خصوص اعتباریات عملی توجه کنیم.

1.4. نکتة اول:

به باور علامه محور بحث ها و مناقشات در اعتباریات تنها متوجه اعتباریات بعدالاجتماع نیست؛ بلکه اعتباریات ثابت قبل الاجتماع نیز مورد توجه و نیز نزاع فکری است. به طور کلی اعتباریات عملی، اعتباریات جمعی است و حاصل تفکر و حتی پذیرش جمعی می باشد. گرچه این اعتبارات غیرحقیقی اند، اما در پیوند با ضرورت های طبیعی و اجتماعی حیات بشری است. (طباطبائی، 1369، انسان از آغاز تا انجام، ص43)

1.5. نکتة دوم:

ضرورت زندگی اجتماعی، آدمی را سوق داد تا اعتباریات را شکل دهد. حیات فردی و جمعی به باور علامه بدون این اعتباریات ممکن نخواهد بود. آدمی همواره در جستجوی کمال و بالندگی است. لازمة حرکت استکمالی که همان سیر از طبع اولیه به طبع و کمال ثانویه است، بهره بردن از اعتباریات عملی به عنوان وسائط می باشد. فعل ارادی و تحقق آن بدون اعتباریات ممکن نیست. ادراکات اعتباری، منشأ اراده و عمل در انسان می باشد. ارزش اعتباریات نیز به مقام کنش و فعل مربوط بوده و برای دستیابی به اغراض و اهداف حیاتی زندگی بشری، ساخته می شوند (طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ج2، 1375، ص174).

1.6. نکتة سوم:

علامه، ترقی و کمال و پیشرفت جامعه را بر اساس کثرت و پیچیده تر بودن اعتباریات ارزیابی می کند. جامعة ساده و بدوی نیاز چندانی به اعتباریات ندارد، اما جامعة پیشرفته بر طبق اعتباریات، شکل گرفته و عمل می کند. لازمة مدنیت، وجود استخدام متقابل است. استخدام متقابل بدون قانون و روابط عادلانه میسر نیست. هر سه امر از اعتباریات اجتماعی است. به باور علامه، عدالت و قانون، قرارداد مشترک اجتماعی است که هم از انحراف و فروپاشی اجتماع جلوگیری می کند و هم موجب ترقی و پیشرفت و نیز بقاء و استمرار می گردد (طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، بی تا، ج12، صص330-331). باور علامه این است که فطرت و جهاز طبیعی آدمی به نحوی است که وی را به سوی کمال و پیشرفت، سوق می دهد. اما این سیر بدون اعتبارسازی ممکن نخواهد بود. به هر میزانی که جامعه بشری رشد کند و کمال یابد و تمدن پیچیده تر شود نیازهای آدمی نیز دچار تطور و تحول شده و افزون تر می گردد. این امر به اعتباریات پیچیده تر و کامل تری نیاز دارد. به تعبیر علامه، انسان بدون اعتبار مانند ماهی بدون آب است (طباطبائی، انسان از آغاز تا انجام، 1371، ص47).

1.7. نکتة چهارم:

بیان کردیم که اعتباریات دارای ویژگی پر اهمیتی به نام متغیر بودن هستند. اعتباریات مولود احساس درونی انسان و قوای فعاله او است و بر نیازها و اقتضائات استوار است. شرایط اجتماعی و نگرش ها و نیازها تغییر می یابند، از این رو متناسب با اهداف فردی و جمعی، دچار تحول می شوند. با توجه به معیار لغویت و عدم لغویت، اعتباریاتی که متناسب با اغراض (با توجه به عقل جمعی) باشند، مطلوب و در غیر این صورت بیهوده خواهد بود. بنابراین اعتباریات در پیوند با کارآمدی، ترقی و پیشرفت و تحول و تطور نیازها و نگرش ها است. همین مسأله به ما گوشزد می کند که تغییر اعتباریات مبتنی بر شرایط اجتماعی است (طباطبائی، ترجمة تفسیرالمیزان، ج3، 1375، ص53). اعتباریات برای وصول به هدف و غایت، فرض می شوند. همین امر موجب می شود که قائل به مقیاس برای آنها باشیم. این مقیاس عقلانی همان لغویت و عدم لغویت اعتبار است. با توجه به نکات مزبور می کوشیم تا گونه های اعتباریات را بررسی کنیم. علامه در ذیل شاخه های اعتباریات، پس از بیان اینکه تمامی اقسام را باید در ذیل اعتباریات بالمعنی الاخص یا اعتباریات عملی جستجو کرد، می نویسد:

«و از راه دیگر در نوع انسان که روزگارهای دراز و سده های متراکم از تاریخ پیدایش وی که به ما تاریک است گذشته و به واسطه تکاثر تدریجی جهات احتیاج فردی و نوعی، هر روز اعتباریات و افکاری تازه تر و پیچیده تر به گذشته افزوده شده است... اجتماع امروزه ما با معلومات اعتباری و اجتماعی به تدریج و به مرور زمان روی هم چیده شده است» (طباطبائی، اصول فلسفهو روش رئالیسم، بی تاa ، 314).


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12