علامه طباطبایی
چهارشنبه - 2017 دسامبر 13 - 25 ربيع الاول 1439 - 22 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 203980
تاریخ انتشار : 15 اسفند 1395 5:54
تعداد مشاهدات : 290

استاد مطهّری و ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی(ره)2

یکی از موضوع های اصلی در انسان شناسی، مسئلة معرفت انسان است که چالش های زیادی در این بحث مطرح هستند؛ از جمله اینکه آیا اساساً انسان توانایی کسب معرفت را دارد؟ اگر انسان توانایی کسب معرفت را دارد، از چه طریق و به چه صورت معرفت برای او حاصل می شود؟ آیا چیزی با عنوان فطرت وجود دارد؟..

استاد مطهّری و ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی(ره)1

2ـ2ـ4) وجه اشتراک و افتراق معقولات ثانی فلسفی و منطقی


وجه اشتراک این دو ادراک معقول، در این است که هیچ کدام مستقیماً از خارج گرفته نشده اند، بلکه با نوعی تحلیل ذهنی به وجود آمده اند. وجه افتراق این دو در این است که معقول ثانی منطقی از ملاحظة خصوصیّات و کیفیّات سایر معقولات حاصل می شود و فقط قابل انطباق بر مفاهیم ذهنی می باشد، ولی معقولات ثانی فلسفی از تجزیه و تحلیل ذهن دربارة وجود خارجی و شئون آن، حاصل شده است و قابل انطباق بر حقایق عینی می باشند (ر.ک؛ همان: 123). بنابراین، ذهن انسان در مرحلة معقولات، دو گونه کارکرد اساسی انجام می دهد: الف) ایجاد یک ادراک جدید حاصل از بررسی بین معقولات اولی و دنیای خارج. ب) ایجاد یک ادراک جدید حاصل از تحلیل بین خود مفاهیم ذهنی که حاصل آن تنها بر مفاهیم ذهنی قابل حمل است.

2ـ3) ادراکات اعتباری

ذهن انسان غیر از این دو کارکرد کلّی و اساسی، کارکرد ویژه ای نیز به نام «ادراکات اعتباری» پیدا می کند. به نظر می آید ادراکات اعتباری، شکل پیشرفته ای از تحلیل است که با توجّه به تمام حالات و کارکردهای ذهنی، بین سه ضلع مثلّث (معقولات ثانی، دنیای خارج و نیز طبع و نیاز انسانی) پدید می آید. ذهن در این حالت، دست به ایجاد قانون هایی می زند که از این نظر، شکل پیشرفته ای از تحلیل است. در این شکل از ادراکات، کارکرد ذهن شبیه حالت هایی است که در مرتبة معقولات فلسفی دارد. تعبیر «ادراک» در ادراکات اعتباری به معنای تصدیق است، نه به معنای تصوّرات اعتباری، و معنای اعتبار نیز نوعی جابه جا کردن مفاهیم است؛ یعنی تصوّرات اوّلیة هر امری نزد انسان، حقیقی است و اعتبار در انسان یعنی جابه جا کردن اسناد حدّ موجودی به موجود دیگر که حکما با اختلاف نظر، آن را شأن قوّة متخیّله می دانستند، چرا که کار قوّة متخیّله از نظر امثال شیخ اشراق هم ادراک است و هم تصرّف در مدرکات، درحالی که اکثر حکمای مشّاء معتقدند که کار قوّة متخیّله از سنخ ادراک نیست، بلکه صرف تصرّف است. نظر علاّمه طباطبائی(ره) در این باب آن است که قوّة متخیّله ضمناً می تواند ادراک هم بکند. او در این بحث با اخذ مفهوم اِسناد در تعریف اعتباری، تلویحاً نشان می دهد که ادراکات اعتباری باید از جنس تصدیقات مجازی باشند، نه از جنس تصوّرات، و اگرچه وهمی و دروغی هستند، امّا دروغ های مؤثّری هستند که آثاری بر آنها مترتّب می شود، چرا که هر تصدیق اعتباری بر تصوّرات حقیقی مبتنی است. از این رو، چنین قضایایی محتوای ادراکی دارند. استاد مطهّری در تبیین این نظر معتقد است که انسان هیچ تصوّری را نمی تواند از پیش بسازد و هر تصوّری حتماً باید نسخه ای در نفس الأمر داشته باشد؛ خواه این نفس الأمر، جهان خارجی باشد و یا جهان درونی؛ به عبارتی، خاصیّت علم، حکایت کردن و عین کاشفیّت است و باید از چیزی حکایت کند. در عین حال، وی بر آن است که تصدیقات اعتباری از تصدیقات حقیقی نتیجه نمی شوند، چراکه بین این دو از هیچ یک از دو طرف، از نظر منطق مادّی، ارتباط تولیدی وجود ندارد؛ یعنی جنس و مادّة قضایای حقیقی در مقدّمات به گونه ای است که به قضیّة ارزشی و اعتباری منجر نمی شود (ر.ک؛ سروش، 1358: 350ـ345).

2ـ3ـ1) تعبیرهای گوناگون «اعتبار»

برای کلمة «اعتبار» اصطلاحات متفاوت وجود دارد. گاهی مفهوم اعتباری مقابل مفهوم حقیقت به معنای معقولات اوّل است که بنا بر این تعریف، تمام معقولات ثانی منطقی و فلسفی، اعتباری قلمداد می شوند. بنا بر یکی از معانی که برخی برای مفهوم کلمة اعتباری متصوّر شده اند، به سه دسته از مفاهیم، اعتباری گفته می شود که عبارتند از: الف) مفاهیمی که عین واقعیّت خارجی هستند. ب) مفاهیمی که عین لاواقعیّت هستند. ج) مفاهیمی که واقعیّت ذهنی دارند، ولی واقعیّت خارجی ندارند. برخی نیز مفهوم اعتباری را در بحث اصالت وجود و ماهیّت طرح می کنند و دسته ای دیگر، کلمة اعتباری را به مفاهیمی از قبیل حقوق و اخلاق اختصاص می دهند (ر.ک؛ همان: 138ـ137). در اینجا «اعتبار» را از دیدگاه منطق در یک تقسیم بندی بین معقولات با دو ویژگی «عروض» و «اتّصاف»، «ذهنی» یا «خارجی»، مورد ارزیابی قرار می دهیم و معقولات طبق این دو ویژگی، به سه قِسم تقسیم کرده ایم و اعتباریّات را در رتبة سوم قرار دادیم.

بر این اساس، مفاهیمی که در طرف محمول یا موضوع قضایای اخلاقی و حقوقی قرار می گیرند، از قبیل معقولات اولی نیستند که مابه ازای خارجی و عینی داشته باشند و از این روی، به یک معنی اعتباری نامیده می شوند، ولی اعتباری و قراردادی بودن آنها به این معنا نیست که به کلّی بی ارتباط با حقایق خارجی و بیگانه از واقعیّت های عینی باشند. مفادّ اصلی قضایای اخلاقی و حقوقی، بیان رابطة علّی است که بین کار و هدف اخلاقی یا حقوقی وجود دارد و همان گونه که بین علّت و معلول، «ضرورت بالقیاس» وجود دارد و فرض ضرورت معلول، مستلزم فرض ضرورت علّت است، بین افعال اختیاری انسان (که موضوع اخلاق است) و نتایجی که بر آن مترتّب می شود، همین رابطة «ضرورت بالقیاس» مطرح است؛ یعنی نتایج افعال اختیاری، معلول های فعل اختیاری است و فعل اختیاری نسبت به آنها ضرورت بالقیاس دارد و «باید» و «نبایدهای» اخلاقی تعبیرهایی از همین رابطة ضرورت بالقیاس هستند. این رابطه علّیّت گاهی در خارج و بین دو شیء عینی و خارجی می باشد، مثل آتش و حرارت که در فرض وجود آتش، وجود حرارت ضرورت بالقیاس دارد که به آن معقول ثانی فلسفی می گوییم. گاهی نیز ممکن است رابطة علّیّت بین یک فعل و نتیجه اش باشد که به این قِسم، اعتباریّات می گوییم (ر.ک؛ همان). به هر حال، شکل کارکردها بین معقول ثانی فلسفی و اعتباریّات شبیه هم هستند و به نظر می رسد که این شباهت، اهمیّت التزام به برخی مفاهیم اعتباری را روشن کند.

2ـ3ـ2) منشاء به وجود آمدن مفاهیم اعتباری

تردیدی نیست که عوامل طبیعی و شرائط ادامة حیات، همیشه و همه جا یکسان نیست. این اختلاف و تفاوت شرائط ادامة حیات قهراً موجب اختلاف و تفاوت احتیاج های حیاتی موجود زنده می شود؛ یعنی ادامة حیات در هر محیطی مستلزم مجهّز بودن موجود زنده به وسائل، ابزارها و تجهیزات ویژه ای است که احتیاج های مخصوص آن محیط را رفع کند. فلاسفه و دانشمندان طبیعی هر دو به این اصل اعتقاد داشته اند و آن را «اصل انطباق با محیط» نام نهاده اند. انسان همانند هر موجود زندة دیگر برای سهولت در ادامة حیات خویش، دست به تغییرهایی در محیط اطراف خود و نیز در وجود خود می زند، امّا بحث در تغییرهایی است که انسان به صورت ارادی و از روی اختیار و سنجش بر محیط اطراف و به ویژه در روابط بین خود و دیگران ایجاد می کند؛ یعنی اینکه رابطة ادراکات عقلانی و اصل انطباق با محیط چگونه است؟ محیط اطراف انسان تا چه حدّی می توانند روی ادراکات انسان تأثیرگذار باشند؟ کدام یک از ادراکات انسانی قابلیّت تغییر و انطباق پذیری با محیط پیرامون را دارد؟ آیا بدیهیّات انسانی قابلیّت تغییرپذیری را دارند؟ معقولات ثانی منطقی و فلسفی در پیوند با اصل انطباق با محیط، چگونه عمل می کنند؟ (ر.ک؛ مطهّری، 1383، ج ۶: 377ـ374).

چنان که می دانیم، بدیهیّات هیچ گاه قابل تغییر نیستند؛ زیرا از این حیث برای ما بدیهی به شمار می آیند که در موضوع های آنها قابلیّت تغییر نیست و چنان ثباتی دارند که چیزی نمی تواند وضعیّت آنها را متغیّر و دگرگون کند و ما به تجربه آن را آموخته ایم. همچنین معقولات ثانی فلسفی نیز از این سنخ هستند؛ زیرا آنها از بررسی ویژگی های پایدار و اصول کلّی عالم حقیقی و عینی پدید آمده اند و ازاین رو، این قِسم از معقولات نیز قابلیّت تغییر ندارند و اصول کلّی هستند که از روابط کلّی و ثابت دنیای خارج گرفته شده اند. معقولات ثانی منطقی نیز به نوبة خود قابلیّت چنین تغییرپذیری را ندارند، چراکه معقولات ثانی منطقی، محصول تجزیه و تحلیل مفاهیم ذهنی در ذهن است و قوانین ذهنی در ذهن نیز تابع برخی اصول ثابت و کلّی هستند که تفکّر را در انسان شکل می دهند، لذا معقولات ثانی منطقی و فلسفی غیرقابل دگرگونی هستند (ر.ک؛ همان، 1376، ج 13: 704ـ685).

حال این پرسش مطرح است که تغییر هایی که در حوزة ادراکات و اندیشة انسانی رخ می دهد، از چه نوع تغییری است و در کدام یک از انواع ادراکات انسان رخ می دهد؟ در پاسخ باید گفت که ادراکات به دو گونه است: حقیقی و اعتباری. ادراکات اعتباری مولود اصل کوشش برای حیات و تابع اصل انطباق با احتیاج ها است و مانند بسیاری دیگر از شئون جسمانی و نفسانی، یک سیر تکاملی را طی می کند، برخلاف افکار و ادراکات حقیقی که تابع این اصل نیست و یک وضع ثابت، مطلق و یکنواختی دارد، امّا چنان چه قبلاً نیز بیان شد، اعتباری بودن در مقابل حقیقت، به معنای کاذب بودن و یا بی ارزش بودن نیست، بلکه بر عکس، اعتباریّات با توجّه مستقیم به روابط انسان و محیط واقعی اطراف آن در ذهن ایجاد می شوند؛ یعنی هر یک از مفاهیم اعتباری بر روی حقیقتی استوار است و یک مصداق واقعی و نفس الأمری دارد و نسبت به آن مصداق، حقیقی است و عروض آن مفهوم برای ذهن از راه همان مصداق واقعی است، با این تفاوت که آن مصداق جز در ظرف توهّم، مصداق آن مفهوم نیست. در حقیقت، این عمل خاصّ ذهنی (اعتبار) یک نوع بسط و گسترش است که ذهن روی عوامل احساسی و دواعی حیاتی در مفاهیم حقیقی ایجاد می کند و این خود یک نوع فعّالیّت تصرّفی ذهن روی عناصر ادراکی است (ر.ک؛ همان، 1383، ج ۶: 395ـ391).

به طور کلّی، ریشة ایجاد مفاهیم اعتباری، نیازهای انسانی است که با توجّه به آنها در محیط اطراف، دست به خلق و اعتبار مفاهیم جدید می زند، به گونه ای که خود را ملتزم به عمل بر طبق آن می کند؛ زیرا بر طرف شدن نیازهای خود را در پیروی از قراردادهایی می داند که آن را مطابق رفع نیازش ایجاد کرده است. مختصر اینکه مفاهیمی که از خارج مأخوذ نیستند، طبعاً اموری هستند که ذهن آنها را انتزاع نموده، ولی بدیهی است که ذهن ما آنها را ابتدا بدون استمداد از مفاهیم دیگر نساخته ، بلکه از مفاهیم دیگر نشأت گرفته است وگرنه برای آنها حکایت از ماورا ممکن نیست، در صورتی که می بینیم امثال مفهوم وجود، عدم و کلّی از ماورای خویش حکایت می کنند و این جنبة حکایت، خلاف فرض است (ر.ک؛ سلیمانی، 1385: 55ـ33).

انواع مفاهیم اعتباری

از دیدگاه های گوناگونی می توان با مفاهیم اعتباری روبه رو شد. اعتبارسازی چون مولود احساسات درونی و مناسب قوای فعّالة آدمی است، از نظر ثبات، تغییر، بقاء و زوال تابع آنها هستند. احساسات درونی خود دو دسته اند: احساساتی که لازمة نوعیّت نوع انسان و مقتضای ساختمان طبیعی وجود او هستند، غیرقابل تغییر می باشند، برخلاف احساسات شخصی. بنابراین، اعتباریّات دو قِسم هستند: ثابت و متغیّر. از سوی دیگر، پاره ای احساسات و دواعی در انسان (چه تنها و چه در میان جمع) وجود دارد، امّا پاره ای دیگر بدون فرض اجتماع، قابل بروز نیست و در رابطه با غیر، تعیّن می یابد. از این نظر نیز در یک تقسیم بندی دیگر، اعتباریّات دو قِسم می باشند: «اعتباریّات قبل الإجتماع» و «اعتباریّات بعدالإجتماع» (ر.ک؛ همان: 429ـ428).

اعتباریّات قبل الإجتماع یا اعتباریّات شخصی

استاد مطهّری به تبع علاّمه طباطبائی(ره) این موارد را از جملة اعتباریّات پیش از اجتماع برمی شمارد.

وجوب

انسان با ملاحظة طبع و خواسته هایش و نیاز به رفع این احتیاج ها، دست به تدوین و ایجاد اعتباریّات مختلف می زند و خود را ملزم به پایبندی به انجام و تبعیّت از این قواعد می سازد. این وجوب، وجوب در هنگام عمل است و هیچ فعلی از بایدها و نبایدهای اعتباری بی نیاز نیست.

حُسن و قُبح (خوبی و بدی)

بی تردید ما بسیاری از چیزها را دوست داریم و آنها را «خوب» می دانیم و از بسیاری از چیزها اکراه داریم و آنها را «بد» می انگاریم. این استناد خوبی و بدی، یک امر کاملاً نسبی و زاییدة بلافصل اعتبار وجوب است، چراکه در حقیقت، بسیاری از مسائل، بد یا خوب نیستند و این خوبی و بدی زائیدة احساسات و طبع انسانی ماست. لذا حُسن و قُبح افعال، اعتباری است و جزء اوصاف نفس الأمری افعال نیست؛ یعنی اوصاف حُسن و قُبح، اعتبار ماست، نه کشفِ ما از اوصافِ افعال. اوصافِ اعتباری تکویناً در عالم خارج وجود ندارند، بلکه انسان این اوصاف را به افعال نسبت می دهد. اینکه حُسن و قُبح، تابع خواست ها و نیازهای انسان است و نه برعکس، به نفی اخلاق مطلق می انجامد.

انتخاب اَخَفّ و اَسهَل

اگر انسان را در انجام دادن دو کار (یکی با مشقّت و دیگری با سهولت) مختار بدارند، طبعاً گرایش به انجام آن کاری دارد که با سهولت انجام می پذیرد، چراکه انسان پیوسته می خواهد با سرمایة کم، سود بسیار برد و با تلاش کمتر، کاری سنگینتر انجام دهد. این گرایش به آسانی و سهولت از طبع انسانی سرچشمه گرفته است و می توان آن را از جملة اعتباریّات شخصی نام برد.

استخدام و اجتماع

منفعت طلبی ویژگی طبیعی و فطری آدمی است و هر موجودی به مقتضای میزان توان خود برای بقا و حفظ حیات خویش دست به ترکیبی از توانایی های خود و عناصر موجود در محیط اطراف خویش می زند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. ما برای سهولت در ادامة حیات، همواره در پی استخدام و به کارگیری عناصر موجود در اطراف حیات زیستی خویش هستیم و سعی داریم به این شکل راه را برای ادامة حیات خویش هموارتر سازیم. نتیجة گرایش همگانی استخدام در همة افراد بشر این است که زندگی جمعی تشکیل می شود (اصل اجتماع). انسان با هدایت طبیعت و تکوین، پیوسته سود خود را از همه می خواهد (اعتبار استخدام) (ر.ک؛ مطهّری، 1376، ج 13: 730ـ726) و برای سود خود، سود همه را می خواهد (اعتبار اجتماع) و برای سود همه، عدل اجتماعی را می خواهد (اعتبار حُسن عدالت و قُبح ظلم).

متابعت علم

انسان فطرتاً رئالیست است؛ یعنی ما در صحنة فعّالیّت خود با واقعیّت خارج سروکار داریم، امّا در واقع، آنچه نصیب آدمی است، علم به واقعیّت است، نه خود واقعیّت؛ یعنی معلوم خارجی همیشه در جامة علم به ما رخ می نماید، چراکه انسان به حسب تکوین، به «علم» اعتبار متابعت می دهد و در جایی که علم مفقود است و آدمی به امر مورد نظر یقین ندارد، بر حسب اعتبار اَخَفّ و اَسهَل، به ظنّ خود اعتبار می دهد و ظنّ اطمینانی و متابعت از آن را جایگزین علم می کند (ر.ک؛ همان، 1383، ج۶: 439ـ430).

اعتباریّات بعدالإجتماع یا اعتباریّات اجتماعی

از جمله اعتباریّات پس از اجتماع می توان موارد زیر را برشمرد:

الف) اصل ملک

منشاء این اعتبار در اصل از واژة «اختصاص» است. واژه ای که اجازة تصرّف را در شیء مختصّ فرد یا گروه در محدودة اجتماع می دهد، لذا آدمی هر چه را که در حیطة تصرّف او قرار گیرد، برای خود می خواهد و در برابر عواملی که با این اختصاص مقاومت کنند، به مقابله برمی خیزد. این اختصاص ها چیزی است که امروزه حقوق نامیده می شود.

ب) کلام و سخن (اعتبار زبان)

کلام و سخن از جمله پیچیده ترین توانایی های انسان است. ما برای آنکه بتوانیم یکدیگر را از مقاصد و نیازهای خود آگاه سازیم، به طریقی توسّل جستیم تا بتوانیم نیاز ایجاد ارتباط و انتقال معانی را مرتفع کنیم. لذا زبان و کلام در انسان شکل گرفت تا او بتواند فراتر از دلالت عقلی و طبعی، اصوات و الفاظی را برای دلالت بر معانی مختلف اعتبار نماید. تقریباً در هر اجتماع شکل خاصّی از حروف، کلمات و آواها شکل گرفت که زمینة افتراق زبان ها را فراهم ساخت.

ریاست و مرئوسیّت

ریشة این اعتبار، اصل استخدام و اجتماع به عنوان یکی از اعتبارات شخصی و فردی می باشد، امّا در حیطة اجتماع، اعتبار استخدام شکل گسترده تری پیدا می کند تا بتواند روابط خاصّ گروهی انسان ها را شکل و سامان بخشد. دامنة اعتبار ریاست و مرئوسیّت بسیار وسیع است و به نوعی شامل اعتباریّات شخصی مثل وجوب، حُسن و قُبح و نیز اَخَفّ و اَسهَل می شود. این اعتبار روابطی خاص را در اجتماع ترسیم می کند که در سلسلة رئیس تا مرئوس، یعنی برای هر یک از افراد در رتبة بالاتر اجتماعی تا رتبه های پایین تر اجتماع، محدودة خاصّی از بایدها و نبایدها را در نظر گرفته است. لذا در چگونگی خود تابع قوّت و ضعف طرفین است


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12