علامه طباطبایی
چهارشنبه - 2017 دسامبر 13 - 25 ربيع الاول 1439 - 22 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 203172
تاریخ انتشار : 3 اسفند 1395 19:40
تعداد مشاهدات : 220

المیزان ، نگاه از اوج

هنگامى که برآن شدیم تا شماره هایى از (پژوهشهاى قرآنى) را به بررسى و نقد تفاسیر قرن چهاردهم اختصاص دهیم، مهم ترین و نامدارترین تفاسیر عصر را به گونه اى همسان، با نگاه تحقیق مورد توجه قرار دادیم، امّا آنچه از پسِ این پژوهش حاصل آمد، به خوبى نشان داد که درمیان تفاسیر سده اخیر، (المیزان) از امتیازها و ویژگیهایى برخوردار است، تا آن جا که نمى توان به آسانى نگاه از دشتهاى سبز نوآوریهایش برگرفت و گستره ارزشهایش را با یک نگاه، پشت سرگذاشت.

ترابی احمد 

هنگامى که برآن شدیم تا شماره هایى از (پژوهشهاى قرآنى) را به بررسى و نقد تفاسیر قرن چهاردهم اختصاص دهیم، مهم ترین و نامدارترین تفاسیر عصر را به گونه اى همسان، با نگاه تحقیق مورد توجه قرار دادیم، امّا آنچه از پسِ این پژوهش حاصل آمد، به خوبى نشان داد که درمیان تفاسیر سده اخیر، (المیزان) از امتیازها و ویژگیهایى برخوردار است، تا آن جا که نمى توان به آسانى نگاه از دشتهاى سبز نوآوریهایش برگرفت و گستره ارزشهایش را با یک نگاه، پشت سرگذاشت. 

این بود که (المیزان)، شماره اى ویژه را دراین پژوهش به خود اختصاص داد وگواه این بایستگى، مجموعه مطالبى است که هم اکنون در پیش رو دارید، چه این که اگر دلیلى برامتیازهاى المیزان جست وجو کنیم، محتواى آن، سبک وشیوه بیان و تحقیق واستدلالهاى آن واصول و قواعدى که به کار گرفته، خود بهترین دلیل است، بى آن که نیازى به وصف وتمجید داشته باشد.

 

زمینه هاى تدوین (المیزان) 

علامه طباطبایى(ره) کار تدوین تفسیر را درحدود سال 1374 قمرى آغاز کرد ودر شامگاه بیست وسوم ماه رمضان 1392 قمرى تدوین این اثر گرانسنگ را به پایان برد. 1 

باید یادآور شد که توجه علامه به مقوله تفسیر و تبیین مفاهیم ومعارف قرآنى، به زمانى بس دورتر بازمى گردد، چه این که در سالیانى پیش ازسال1360 قمرى وقبل از اقامت در قم؛ یعنى آن زمان که وى در زادگاه خود تبریز مى زیست، در تکاپوى همین ایده، به گردآورى آیات مربوط به (معاد) پرداخت و پس ازآن ، کارتحقیق را بیش از پیش، به احادیث تفسیرى و پیرایش و دسته بندى آنها متوجه ساخت. 

علامه پس از ورود به حوزه علمیه قم، به بررسى شرایط وموقعیت علمى ومناسبات حوزه وجامعه پرداخت و به زودى دریافت که حوزه در دو زمینه نیازمند تقویت است: 

نخست، در زمینه مباحث ومطالعات و پژوهشهاى قرآنى و سپس تعمق درمسائل عقلى، چه این که قرآن به عنوان اصلى ترین منبع شناخت دین، آن گونه که باید، درمیدان مباحثات حوزوى حضور نداشت و به رغم اصول باورى و اجتهاد پذیرى، ذهنها ناخودآگاه گرفتار نوعى وسواس اخبارى گرى شده بود! تقلیدى در پوشش اجتهاد واخباریتى در لباس اصولى بودن! 

اوخود دراین باره چنین اظهار داشته است: 

(وقتى به قم آمدم، مطالعه اى در وضعیت تحصیلى حوزه کردم و فکرى در باره نیازهاى جامعه اسلامى. بین آن نیازها و آنچه موجود بود، چندان تناسبى ندیدم. جامعه احتیاج به شناخت گنجیه هاى علوم قرآن داشت، ولى حتى یک درس رسمى تفسیر قرآن هم وجود نداشت! 

جامعه ما براى این که بتواند عقاید خودش را درمقابل عقاید دیگران عرضه کند وازآنها دفاع نماید، به قدرت استدلال عقلى احتیاج داشت، ولى چنین درسهایى درحوزه تدریس نمى شد… درحوزه ها فقط فقه واصول بود که بخشى ازمحتواى سنت پیامبر(ص) وائمه(ع) را مورد بررسى قرار مى داد… نه از فلسفه ومعقول خبرى بود و نه از تفسیر قرآن ونه از سایر بحثهاى کتاب و سنت! 

برخود لازم دیدم که یک درس فلسفه و یک درس تفسیر قرآن ویک درس اخلاق درحوزه شروع کنم واین سه درس را شروع کردم.) 2 

این احساس مقدس واین ادراک عینى و بینش صحیح درزمینه مباحث قرآنى، به تشکیل جلسـات متعدد قرآنى وسرانجـام تدوین تفسیر گرانسنگ المیـــــزان منتهى شد. تفسیرى که از دید صــاحب نظران، اگر ممتازترین کار قرآنى در قرن اخیر به شمار نیاید، درردیف ممتازترینها مى باشد. تفسیرى که از دیدگاه استاد شهید مطهرى، یک قرن مى بایست بگذرد، تا قدر وجایگاهش به درستى شناخته شود. 3 و از جهاتى بهترین تفسیرى است که درمیان شیعه و سنى از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است.4 

اهتمام علامه به تدوین المیزان، درفضایى صورت گرفت که تنها ملاک فضل و استادى، تدریس فقه و اصول به شمار مى آمد ودیگران ـ حتى مفسران ـ ارجى ویژه و بایسته نداشتند وچه بسا اشتغال به غیر فقه و اصول، از منزلت علمى وحوزوى واجتماعى آنان مى کاست! وپرداختن به کار تفسیر و تبیین قرآن (تضحیه) شناخته مى شد! 5 

آرى، آن اقدام خالصانه که علامه از سر اعتقاد وتعهد و مسؤولیت پذیرى انجام داد، سبب شد، تا اثر علمى او چه در زمینه تفسیر وچه درمباحث عقلى پایدار بماند؛ پایدارتر از همه تلاشهاى فقهى واصولى معاصرش. 

امروز جامعه فرهیختگان، به مطالعه آثار علامه احساس نیاز دارند واقبال به اندیشه ها و دستاوردهاى او، بیش از گذشته است، درحالى که نسل حاضر، اکنون مجاز به تقلید ازآراى فقهى فقیهان گذشته نیستند وآنچه ازاین آراى فقهى در صفحات کتاب ثبت گردیده است، امتیازى شگرف و تحول آفرین وعطش زا برسایر آثار پیشین ندارد.امّا المیزان، اکنون تازه است وباید آن را از نو شناخت. 

(کلمة طیّبة کشجرة طیّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء تؤتى اکلها کلّ حین باذن ربّها) ابراهیم / 24 

کلمه پاکیزه چونان درختى طیب است، اصلش بر قرار و شاخه هاى آن درآسمان، هرزمان به اذن پروردگارش ثمرى ویژه مى دهد. 

این است که المیزان حتى پیش ازآن که درمیان جامعه خویش شناخته شود، درمحافل علمى دیگر نامدار مى شود. وقبل ازاین که درمحیطى که تدوین یافته است تجدید چاپ شود، بارها در لبنان تجدید چاپ مى شود. و پیش ازاین که متفکران شیعى به نقد و تحلیل آن بپردازند، درهمان آغاز، استادان مصرى از علامه تقدیر مى کنند والمیزان را ارج مى نهند. 6

 

راز برترى المیزان 

آنچه المیزان را برسایر تفاسیر برترى مى بخشد، چند نکته است: 

اولاً، عصر علامه عصر دسترسى به منابع انبوه ومدارک فراوان قرآنى و تفسیرى وروایى وعلمى بوده است و برخلاف مفسران پیشین، وى با اشراف بر مهم ترین منابع معرفتى به کار تفسیر پرداخته و ازهر تفسیر، زیباترین و درست ترین نظریه را برگزیده وکاستیهاى آنها را فروهشته است واین همان چیزى است که ما از آن به عنوان (المیزان، نگاه از اوج) یاد کرده ایم. 

ثانیاً، شخصیت علمى و زوایاى معرفتى وتوان عقلى و فلسفى علامه، جامعیت وصلابتى به اندیشه و برداشتها و روشهاى شناختى وى بخشیده است که درکم تر مفسّرى مى توان همانندش را سراغ گرفت. 

او از فقه، حکمت، عرفان، حدیث، ریاضى، هیئت، ادبیات و… برخوردار بود واین همه، ذهن او را صاف و آینه گون ساخته بود وآنچه دراین آینه فرخنده درخشید، قرآن بود. 

ثالثاً، علامه با این که قبل از هر وصفى، به عنوان شخصیتى عقلى و فلسفى و عرفانى شناخته مى شد، برخلاف بسیارى از فیلسوفان مفسر و عارفان تأویل گرا ویا علم گرایان توجیه گر، سعى داشت تا قلمرو آرا و فرضیه هاى علمى و فلسفى را از ساحت قرآن و تفسیر متمایز سازد وآنها را درهم نیامیزد. نه تطبیق قرآن بر فرضیات علمى و تجربى وتکامل پذیر بشر را مى توانست بپذیرد و نه تأویل قرآن بر پایه مکاشفات عرفانى و یا توهمات صوفیانه را، ونه اعتماد کردن بر روایات ضعیف، مخدوش و متناقض را! 

او براین اعتقاد بود که تطبیق قرآن بر مسائل علمى ـ تجربى و حتى مسائل فلسفى وعرفانى، چیزى جز تحمیل شناختهاى محدود و مقطعى بشر بر قرآن نیست و قرآن نه پذیراى چنین تحمیلى است و نه نیازمند بدان.

 

المیزان و ثقلین 

چنانکه در جاى جاى این مجموعه به تفصیل یاد شده است، یکى از مختصات تفسیرى المیزان، (تفسیر قرآن به قرآن) است وچه بسا این تعبیر به ذهن برخى ناآشنایان و زود داوران، چنین خطور دهد که علامه براى سنت وعترت، نقشى قایل نیست! درحالى که به یقین مى توان گفت، ارج نهادن به عقل و منطق وبکارگیرى شیوه (تفسیر قرآن به قرآن) درمکتب علامه، هرگز به معنــاى انکـار جایگاه رفیع سنت و بیان معصومان(ع) در تبیین قرآن نیست، بلکه او براى سنت پیامبر(ص) وبیان ائمه(ع) ارجى گران قائل است و مى نویسد: 

(قرآن دربیان مقاصد خویش، سنت نبوى را اعتبار بخشیده و آن را الگو قرار داده است.) 7 

وى درباره ناهنجاریهایى که بر عترت، پس از رسول(ص) رفته است، با اندوهى سخت مى نویسد: 

(آنچه پس از رسول خدا(ص) درامر خلافت رخ داد، اختلافاتى را در آراى امت نسبت به اهل بیت رسول خدا(ص) درپى داشت… وحال آن که رسول خدا درمورد آنان سفارشى خدشه ناپذیر کرده وفرموده بود: از ایشان علم را فراگیرید وبه آنان چیزى نیاموزید؛ زیرا آنان عالم ترین به کتاب خدایند و درتفسیر قرآن به غلط نمى افتند ودرفهم قرآن به خطا نمى روند.) 8 

به نظر علامه، جدایى مسلمانان ازمکتب اهل بیت بزرگترین ضربه اى بود که به علوم ومعارف قرآنى وارد گشت! 

(وهذا اعظم ثلمة انثلم بها علم القرآن وطریق التفکر الّذى یندب الیه.) 9

 

طرح مسائل علمى و اجتماعى 

علامه با این که مطالب قرآنى را به نظریات و فرضیات علمى نیامیخته است، ولى ازطرح مباحث اجتماعى واصولاً مسائل علمى کوتاهى نکرده وبا طرح به موقع مسائل نظرى ونکات علمى وتاریخى واخلاقى، به تفسیرخویش، حضورى فعال وسازنده درصحنه حیات فردى واجتماعى امت اسلام بخشیده است؛ زیرا او قرآن را در همه زمینه هاى زندگى انسان صاحب نظر و داراى سازندگى وخلاقیت مى داند ومى نویسد: 

(قرآن کریم با منطق و روش تشریعى خویش، همه شؤون زندگى انسان رامورد توجه قرار داده است، بى آن که قید و شرطى درکار باشد… پس قرآن با همه علوم وهمه ساز وکارهاى زندگى بشر رابطه دارد، انسان را به تدبّر و تفکر فرا مى خواند و به سوى علم، بسیج مى دارد وبه سوى هرچیزى که درسعادت زندگى اجتماعى انسان تأثیر دارد، دعوت مى کند، مانند: اخلاق، شرایع، حقوق، احکام اجتماعى و… ) 10 

بــا این که بخش مهمى از (المیزان) به طرح مبـاحث گونـاگون فکرى، فرهنگى، سیاسى و اجتماعى اختصاص یافته است، ما دراین مجال، فرصت نیافته ایم که به آن بخشى از ذخایر (المیزان) توجه شایانى داشته باشیم وچه بسا طرح بخشهایى ازآن مباحث، خود نیازمند مجموعه اى مجزا و مجله اى ویژه باشد. بدان امید که پژوهشگران، این راه را پى گیرند واین خلأ پژوهشى را درمجالهاى بایسته پرکنند.

 

نگاه نقّادانه همراه با بیان ارزشها 

مطلق انگارى ومطلق نگرى، از نشانه هاى سبُک اندیشى وساده پندارى است! اگر ما دراین نگاه آغازین ویا درلابه لاى مباحث آینده این مجموعه، سخن از اوجها و ارزشهاى علمى علامه والمیزان به میان آورده ایم ولب به تمجید و بزرگداشت آن دو گشوده ایم، هرگز بدان معنا نیست که علامه، شخصیت مطلق علمى است والمیزان، نهایى ترین وکامل ترین کارى است که مى توانسته است در تفسیر قرآن صورت پذیرد! 

تردیدى نیست که کار بشر ـ حتى اندیشمندان ومتفکران بزرگ بشرى ـ درکنار همه مزایا وکمالاتش، ازکمبودها و کاستیهایى نیزهمواره برخوردار بوده وهست. بى آن که کمبودها بتواند مزایا وارزشهاى وجود ایشان را انکار کند و یا به فراموشى سپارد. 

علامه والمیزان نیز ازاین قاعده مستثنى نیستند، ازاین رو سعى شد تا دراین شماره، همراه با بیان مزایا وامتیازهاى والاى المیزان، به بخشى از نقدها مجال طرح داده شود، هرچند کسانى آن نقدها را نپذیرند یا پاسخى علمى بدانها دهند. 

امید است که این تلاش، گامى بایسته و ارزشى، در راه تفسیر و فهم کتاب الهى، و تقدیرى از علامه طباطبایى، مفسر بزرگ قرآن، به شمار آید.

 

پی نوشت ها

1. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیرالقرآن، 20/398. 

2. اولین یادنامه علامه طباطبایى، نقش علامه درمعارف اسلامى، مصباح یزدى، 196. 

3. شهید مطهرى، مرتضى، احیاى تفکر اسلامى، ضمیمه کتاب حق وباطل، 86. 

4. همان. 

5. مطهرى، مرتضى، ده گفتار، 146. 

6. دومین یادنامه علامه طباطبایى، چاپ اوّل، مؤسسه تحقیقات ومطالعات فرهنگى، 285. 

7. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان، 5/272. 

8. همان، 5/274. 

9. همان، 5/275. 

10. همان، 3/271.

منبع: مجله پژوهش های قرآنی، جلد: 10  صفحه : 1

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12